ای قافله ی ثارالله سینه زنان عاشورا
وَاعتصِموا وَاعتصِموا بحبلِ اللهِ جَمیعاً
برگردان :
حبلُ المتین را با هم بگیرید
این ریسمان را محکم بگیرید
وَاعتصِموا وَاعتصِموا بحبلِ اللهِ جَمیعاً
قرآن و عترت توامان ، حبلُ المتین اند و امان *
حبلُ المتین یعنی خدای مهربان
طرحِ سعادت ریخته
از آسمان یک ریسمان آویخته *
این ریسمان از « هل اتی» ست
ازفضل آن بی ابتدا ، بی منتهاست *
یک سو از این حبلُ المتین دست شما
سوی دگر دست خداست *
هر کس بگیرد ریسمان محکمش
توفان نمی گیرد سراغِ ساحلش
شیطان ندارد جای جولان در دلش *
از قطره پدید آید رود / قرآنِ محمد فرمود
وَاعتصِموا وَاعتصِموا بحبلِ اللهِ جَمیعاً
حبلُ المتین ، یعنی محمد ،مقتدای مرسلین
معراجِ برتر از پَرِ روحُ الامین، آن رحمةً للعالمین *
حبلُ المتین یعنی علی ، یعسوب دین
یعنی همان حِصنُ الحَصین
یعنی امیرالمؤمنین *
حبلُ المتین با فاطمه ، با مجتبا ست
با پنج تن، زیر عباست
با چارده نورِ خداست *
امراست و همه مأموریم / فرمانبرِ این دستوریم
وَاعتصِموا وَاعتصِموا بحبلِ اللهِ جَمیعاً
حبلُ المتین یعنی حسین
یعنی همان وجهِ خدا روی زمین *
نوری که هر پروانه ی عاشق هوادارش شده
هر کس که بودش بهره ای از بندگی یارش شده *
سلمان و عمّارش شده
میثم شهیدِ رفته بر دارش شده
عبّاس … عبّاس … عبّاس علمدارش شده *
هر زخم تنش می گوید / با سینه زنش می گوید
وَاعتصِموا وَاعتصِموا بحبلِ اللهِ جَمیعاً
آن سر که شد سردار ما
شد راهبر ، شد مقتد ا
شد دلبر و دلدار ما *
آن تن که شد مقتل نشین
جانی که شد از تن رها *
چون کوه بود و بی شکست
حتی سرِ دور از تنش
از دشمنش ، «یک نیزه بالاتر» نشست *
از سالِ شصت و یک هنوز
آزادگان را درس عزّت می دهد
از روی نی فرمان به وحدت می دهد *
از جای جایِ کربلا
جاری ست فریادی که گفت:
فرزند زهرا و علی
کی تن به ذلّت می دهد؟
یاران ِ عزیززهرا / انصار أبی عبدالله
وَاعتصِموا وَاعتصِموا بحبلِ اللهِ جَمیعاً
همّت حسین ، جُرأت حسین
دستِ براندازِ بتِ بدعت حسین *
احیاگر سنت حسین
گوینده ی هیهات از ذلّت حسین *
حکمت حسین ، عزّت حسین
ذکرِ همه در خلوت و جَلوت حسین *
باران حسین ، برکت حسین
جاری شده در خونِ این ملّت حسین *
خاکِ شهیدانِ حسین شد ایمن از اهریمنان
در بین ما دلدادگان
شد محور وحدت حسین *
زنده به دم عبّاسیم / زیر علم عبّاسیم
وَاعتصِموا وَاعتصِموا بحبلِ اللهِ جَمیعاً
نظر خود را بنویسید