hidelogo
هیئت متحده ابوالفضل العباس (ع) دزفولجمعه ۸ مهر ۱۴۰۱

بایگانی‌های شعر عاشورایی - سایت رسمی عباسیه دزفول ، محله مسجد

متن نوحه عصر عاشورا سال ۹۳

نظر به اتفاق پیش آمده برای سایت عباسیه که در بالا توضیح آن داده شده است جا دارد تا مجدداً متن کامل نوحه مسیر عصر عاشورا را در سایت جهت یاد آوری به دشمنان دین و اهل البیت قرار داده تا شاید گوشه بسیار کوچکی از ارادت ما را به اهل البیت متوجه گردند.

به امید پیروزی اسلام و مسلمین بر دشمنان
DSC09168

یا حسین
ای آفتاب بی غروب
وهابیت کوردل و همه دشمنان قسم خورده ات بدانند
ما با عاشورا زنده ایم
و با کربلایت نفس می کشیم

 

به کوری چشم دشمنان
من از تو دل نمی برم از تو جدا نمی شوم
تو بی غروبی ، تو جاودان
من از تو دل نمی برم از تو جدا نمی شوم

برگردان اول: دست خزان از باغ محبت دور باد    ( یاحسین )

چشم حسود عشق من و تو کور باد    ( یاحسین )
برگردان دوم : ای غمت لشکر    عشق تو لنگر       آخرین سنگر

برگردان سوم :            دل من زنده شد به ولایت حسین

پدر و مادرم به فدایت حسین

برگردان چهارم : انّی سلم لمن سالمکم     انّی حرب لمن حاربکم

متن اصلی نوحه مجلسی شب دوازدهم محرّم

بدینوسیله متن اصلی نوحه مجلسی شب دوازدهم محرّم با تیتر((ای صاحب این مجلس وروضه به کجایی     مهدی به کجایی)) تقدیم حضورتان می گردد. این شعربانام بحرطویل وازشاعرگرامی سیدحمیدرضابرقعی می باشد.

اشعار عاشورایی -سری چهاردهم

144

خاموش محتشم که دل سنگ آب شد
بنیاد صبر و خانهی طاقت خراب شد
خاموش محتشم که ازین حرف سوزناک
مرغ هوا و ماهی دریا کباب شد
خاموش محتشم که ازین شعر خونچکان
در دیدهی اشگ مستمعان خون ناب شد
خاموش محتشم که ازین نظم گریهخیز
روی زمین به اشگ جگرگون کباب شد
خاموش محتشم که فلک بس که خون گریست

اشعار عاشورایی -سری دوازدهم

129

این کشتهی فتاده به هامون حسین توست
وین صید دست و پا زده در خون حسین توست
این نخل تر کز آتش جان سوز تشنگی
دود از زمین رسانده به گردون حسین توست
این ماهی فتاده به دریای خون که هست
زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست
این غرقه محیط شهادت که روی دشت
از موج خون او شده گلگون حسین توست
این خشک لب فتاده دور از لب فرات

اشعار عاشورایی -سری یازدهم

123

بر حربگاه چون ره آن کاروان فتاد
شور و نشور واهمه را در گمان فتاد
هم بانگ نوحه غلغله در شش جهت فکند
هم گریه بر ملایک هفت آسمان فتاد
هرجا که بود آهوئی از دشت پا کشید
هرجا که بود طایری از آشیان فتاد
شد وحشتی که شور قیامت بباد رفت
چون چشم اهل بیت بر آن

اشعار عاشورایی -سری دهم

004-Muharram

روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار
خورشید سر برهنه برآمد ز کوهسار
موجی به جنبش آمد و برخاست کوه
ابری به بارش آمد و بگریست زار زار
گفتی تمام زلزله شد خاک مطمن
گفتی فتاد از حرکت چرخ بی‌قرار
عرش آن زمان به لرزه درآمد که چرخ پیر
افتاد در گمان که قیامت شد آشکار
آن خیمه‌ای که گیسوی حورش طناب

اشعار عاشورایی -سری هشتم

4asxeg8wmcdvrixtpi63

چون خون ز حلق تشنهی او بر زمین رسید
جوش از زمین بذروه عرش برین رسید
نزدیک شد که خانهی ایمان شود خراب
از بس شکستها که به ارکان دین رسید
نخل بلند او چو خسان بر زمین زدند
طوفان به آسمان ز غبار زمین رسید
باد آن غبار چون به مزار نبی رساند
گرد از مدینه بر فلک

اشعار عاشورایی – سری ششم

10

کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی
وین خرگه بلند ستون بیستون شدی
کاش آن زمان درآمدی از کوه تا به کوه
سیل سیه که روی زمین قیرگون شدی
کاش آن زمان ز آه جهان سوز اهل بیت
یک شعلهی برق خرمن گردون دون شدی
کاش آن زمان که این حرکت کرد آسمان
سیمابوار گوی زمین بیسکون شدی
کاش آن زمان که پیکر

صفحه 1 از 2 12 بعدی