hidelogo
هیئت متحده ابوالفضل العباس (ع) دزفولپنج شنبه ۷ مهر ۱۴۰۱

بایگانی‌های اشعار کربلا - سایت رسمی عباسیه دزفول ، محله مسجد

لا شریکَ لَکَ لَبَّیک

بسته ام یا رب به تن احرام عشق

لا شریکَ لَکَ لَبَّیک

*           *           *

پر زدم از کُنج غم بر بام عشق

لا شریکَ لَکَ لَبَّیک

*           *           *

برگردان (۱)اِنََّ الحَمدَ و النّعَمه لَکَ وَ المُلک

لا شریکَ لَکَ لَبَّیک

*           *           *

برگردان(۲)    وَحدَکَ لا شریکَ لَک            جِئتُ وَحدی اِلَیک لَبَّیک

لا شریکَ لَکَ لَبَّیک

*           *           *

برگردان(۳)    کرده ام بر تن یا رب            کهنه پیراهن یا رب

لا شریکَ لَکَ لَبَّیک

*           *           *

زمزم و سعی و صفا آورده ام

کعبه را تا کربلا آورده ام

سر جدا ، تن را جدا آورده ام

لا شریکَ لَکَ لَبَّیک

*           *           *

 

زمزم خون گلوی اصغرم

سعی عبّاس و صفای اکبرم

شرح حالم را بگو با مادرم

nasr19.ir

نظر به درخواست بازدیدکنندگان سایت و جهت احترام به درخواست های آنها نوحه می روی آرام آرام از برم، شرح حالم را بگو با مادرم را که  در ۱۷ محرم ۱۴۲۷-۱۳۸۴ در عباسیه خوانده شده است جهت دانلود در سایت قرار داده ایم.

جهت دانلود فایل صوتی آن به ادامه مطلب مراجعه نمائید.

اشعار عاشورایی -سری چهاردهم

144

خاموش محتشم که دل سنگ آب شد
بنیاد صبر و خانهی طاقت خراب شد
خاموش محتشم که ازین حرف سوزناک
مرغ هوا و ماهی دریا کباب شد
خاموش محتشم که ازین شعر خونچکان
در دیدهی اشگ مستمعان خون ناب شد
خاموش محتشم که ازین نظم گریهخیز
روی زمین به اشگ جگرگون کباب شد
خاموش محتشم که فلک بس که خون گریست

اشعار عاشورایی -سری سیزدهم

130

مونس شکسته دلان حال ما ببین
ما را غریب و بیکس و بیآشنا ببین
اولاد خویش را که شفیعان محشرند
در ورطهی عقوبت اهل جفا ببین
در خلد بر حجاب دو کون آستین فشان
واندر جهان مصیبت ما بر ملا ببین
نی ورا چو ابر خروشان به کربلا
طغیان سیل فتنه و موج بلا ببین
تنهای کشتگان همه در خاک و خون نگر

اشعار عاشورایی -سری دوازدهم

129

این کشتهی فتاده به هامون حسین توست
وین صید دست و پا زده در خون حسین توست
این نخل تر کز آتش جان سوز تشنگی
دود از زمین رسانده به گردون حسین توست
این ماهی فتاده به دریای خون که هست
زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست
این غرقه محیط شهادت که روی دشت
از موج خون او شده گلگون حسین توست
این خشک لب فتاده دور از لب فرات

اشعار عاشورایی -سری یازدهم

123

بر حربگاه چون ره آن کاروان فتاد
شور و نشور واهمه را در گمان فتاد
هم بانگ نوحه غلغله در شش جهت فکند
هم گریه بر ملایک هفت آسمان فتاد
هرجا که بود آهوئی از دشت پا کشید
هرجا که بود طایری از آشیان فتاد
شد وحشتی که شور قیامت بباد رفت
چون چشم اهل بیت بر آن

اشعار عاشورایی -سری دهم

004-Muharram

روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار
خورشید سر برهنه برآمد ز کوهسار
موجی به جنبش آمد و برخاست کوه
ابری به بارش آمد و بگریست زار زار
گفتی تمام زلزله شد خاک مطمن
گفتی فتاد از حرکت چرخ بی‌قرار
عرش آن زمان به لرزه درآمد که چرخ پیر
افتاد در گمان که قیامت شد آشکار
آن خیمه‌ای که گیسوی حورش طناب

اشعار عاشورایی -سری نهم

006-Muharram

ترسم جزای قاتل او چون رقم زنند
یک باره بر جریدهی رحمت قلم زنند
ترسم کزین گناه شفیعان روز حشر
دارند شرم کز گنه خلق دم زنند
دست عتاب حق به در آید ز آستین
چون اهل بیت دست در اهل ستم زنند
آه از دمی که با کفن خونچکان ز خاک
آل علی چو شعلهی آتش علم زنند

صفحه 1 از 4 1234 بعدی