hidelogo
سایت رسمی عباسیه دزفول ، محله مسجددوشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۷

» هیئت متحده ابوالفضل العباس

دانلود مداحی های سال ۸۷

03

بسم الله الرحمن الرحیم.

در این مطلب مداحی های سال ۱۳۸۷ برای بازدیدکنندگان عزیز آماده شده است که به درخواست شما مداحی ها به صورت یک تکه و سر هم برای دانلود آماده شده است.

این مداحی ها شامل مداحی های عباسیه و مسیر هستند که با حجم کم و کیفیت بالا برای دانلود آماده شده اند.

هر هفته یک مداحی از سال ۸۷ به این مطلب اضافه می شود.

برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

مسیر عاشورا اضافه شد.

تاریخ بروز رسانی۲۷٫۰۶٫۱۳۹۳

بیوگرافی حاج رضا پوررکنی

01235

گوشه ای از بیوگرافی مداح ارجمند هیئت متحده ابوالفضل العباس (ع)

حاج رضا پوررکنی

 

ایشان در سال ۱۳۳۴ در شهرستان دزفول در محله مشهوری به نام محله مسجد در منزلی نزدیک حسینیه پیرنظر و در خانواده ای مذهبی متولد شد.

از سنین کودکی با مجالس مذهبی خصوصاً روضه در ایام محرم و صفر آشنا شد ، و از همان زمان با الگو گرفتن از مداحان دزفول به استعداد خود پی برد. دوره تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان ظهیر گذرانید. از حدود ۱۰ سالگی در تکیه هم سن و سالانش با کم رویی شعر خوانی می کرد تا اینکه در ۱۴ سالگی در حسینیه پیرنظر به عنوان همراه مداح ارزشمند حاج میرزا روحانی مهر در کوچه گردی های دهه اول محرم نوحه خوانی نمود، دوران متوسطه را در دبیرستان ۴ آبان سپری نمود و در همان زمان به هیئت متحده اباالفضل العباس (ع) پیوست.دوره فوق دیپلم را در دانشسرای تربیت معلم اهواز به پایان رسانید و در کسوت مقدس معلم به تدریش در دوره ی راهنمایی مشغول گردید.

در ابتدای مداحی ، ایشان اشعار را از بین کتاب های مختلف شعر انتخاب می نمود تا اینکه در سال ۴۹-۱۳۴۸ در سن ۱۵ سالگی

ورود اسراء به شام

 نحوه ورود اسرا و رؤس شهدا به شام

امروز ۱ صفر مصادف با ورود کاروان ابا عبدالله به شام است. در ادامه مطلب گذری به وقایع آن روز می زنیم.

شیخ کفعمی و شیخ بهائی و دیگران نقل کرده‌اند که در روز اول ماه صفر سر مقدس حضرت امام حسین علیه السلام را وارد دمشق کردند، و آن روز بر بنی‌امیه عید بود، و روزی بود که تجدید شد در آن روز احزان اهل ایمان، قُلتُ وَ یَحقُ اَن یُقال:

کانَتْ مَاتِمُ بِالْعِراقِ تَعُدُّها                   اَمَوِیَّهٌ بِالشّام مِنْ اَعْیادِها

سید ابن طاوس (ره) روایت کرده که چون اهلبیت رسول خدا صلی الله علیه و آله را با سر مطهر حضرت سیدالشهداء علیه السلام از کوفه تا دمشق سیر دادند چون نزدیک دمشق رسیدند جناب ام کلثوم (ع) نزدیک شمر (ملعون) رفت و به او فرمود مرا با تو حاجتی است،‌ گفت حاجت تو چیست؟ فرمود اینک شهر شام است، چون خواستی ما را داخل کن که سرهای شهدا را از بین محامل بیرون ببرند و پیش دارند تا مردم به تماشای آنها مشغول شوند و به ما کمتر نگاه کنند چه ما رسوا شدیم از کثرت نظر کردن مردم به ما. شمر (ملعون) که مایه هر شر و شقاوت بود چون تمنای او را دانست برخلاف مراد او میان بست، فرمان داد تا سرهای شهدا را بر نیزه‌ها کرده و در میان محامل و شتران حرم بازدارند و ایشان را از همان دروازه ساعات که انجمن رعیت و رعایت بود در آوردند تا مردم نظاره بیشتر باشند و ایشان را بسیار نظر کنند.

علامه مجلسی (ره) در جلاء العیون فرموده که در بعض از کتب معتبره روایت کرده‌اند که سهل بن سعد گفت من در سفری وارد دمشق شدم. شهری دیدم در نهایت معموری و اشجار و انهار بسیار و قصور رفیعه و منازل بیشمار و دیدم که بازارها را آئین بسته‌اند و پرده‌ها آویخته‌اند و مردم زینت بسیار کرده‌اند و دف و نقاره و انواع سازها می‌نوازند. با خود گفتم مگر امروز عید ایشان است، تا آنکه از جمعی پرسیدم که مگر در شام عیدی هست که نزد ما معروف نیست؟ گفتند ای شیخ مگر تو در این شهر غریبی؟ گفتم من سهل بن سعدم و به خدمت حضرت رسالت صلی الله علیه و آله رسیده‌ام. گفتند ای سهل ما تعجب داریم که چرا خون از آسمان نمی‌بارد و چرا زمین سرنگون نمی‌گردد. گفتم چرا؟ گفتند این فرح و شادی برای آن است که سر مبارک حسین بن علی علیهماالسلام را از عراق برای یزید (پلید) به هدیه آورده‌اند. گفتم سبحان الله سر امام حسین علیه السلام را می‌آورند و مردم شادی می‌کنند! پرسیدم که از کدام دروازه داخل می‌کنند؟ گفتند از دروازه ساعات. من به سوی آن دروازه شتافتم چون به نزدیک دروازه رسیدم دیدم که رایت کفر و ضلالت از پی یکدیگر می‌آورند، ناگاه دیدم که سواری می‌آید و نیزه در دست دارد و سری بر آن نیزه نصب کرده‌ است که شبیه‌ترین مردم است به حضرت رسالت صلی الله علیه و آله پس زنان و کودکان بسیار دیدم بر شتران برهنه سوار کرده می‌آورند، پس من رفتم به نزدیک یکی از ایشان و پرسیدم که تو کیستی؟ گفت من سکینه دختر امام حسین علیه السلامم. گفتم من از صحابه جد شمایم، اگر خدمتی داری به من بفرما. جناب سکینه (ع) فرمود که بگو به این بدبختی که سر پدر بزرگوارم را دارد از میا

حضرت عباس (ع)

اباالفضل

نحوه مبارزه و شهادت حضرت عباس (ع)

حضرت عباس علیه السلام که اکبر اولاد ام البنین و پسر چهارم امیرالمؤمنین علیه السلام بود و کنیتش ابوالفضل و ملقب به سقا و صاحب لوای امام حسین علیه السلام بود، چنان جمال دل آرا و طلعتی زیبا داشت که او را ماه بنی هاشم می‌گفتند و چندان جسیم و بلند بالا بود که بر پشت اسب قوی و فربه بر نشستی پای مبارکش بر زمین می‌کشیدی. او را از مادر و پدر سه برادر بود که هیچکدام را فرزند نبود. ابوالفضل علیه السلام اول ایشان را به جنگ فرستاد تا کشته ایشان را به بیند و ادراک اجر مصائب ایشان فرماید. پس از شهادت ایشان به نحوی که ذکر شد بعضی از ارباب مقاتل گفته‌اند که چون آن جناب تنهائی برادر خود را دید به خدمت برادر آمده عرض کرد ای برادر آیا رخصت می‌فرمائی که جان خود را فدای تو گردانم؟ حضرت از استماع سخن جانسوز او به گریه آمد و گریه سختی نمود، پس فرمود ای برادر تو صاحب لوای منی

زیر باران بلا ….

namaz

متن نوحه مسیر عاشورای حسینی ۱۳۸۹

  زیر باران بلا               یادگار مصطفی                   تشنه می خواند نماز

                                        

زیر چتر آسمان           نور چشم عاشقان                تشنه می خواند نماز

……………………….

 برگردان :    ای عمه پدرم ،          نور چشم ترم ،

تشنه می خواند نماز

……………………….

عمّه جان بنگر قیام کربلا را

سجده های پر کشیده تا خدا را

جای نفرین برلبِ تشنه دعا را

صفحه 2 از 5 قبلی 12345 بعدی