hidelogo
سایت رسمی عباسیه دزفول ، محله مسجدچهارشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۹

بایگانی‌های عباسیه - صفحه 6 از 11 - سایت رسمی عباسیه دزفول ، محله مسجد

دانلود مداحی های ۹۲

مداحی 92 حاج رضا پوررکنی

بسم الله الرحمن الرحیم.

همان گونه که وعده داده بودیم ، امسال جهت رضایت بیشتر بازدید کنندگان عزیز و افردای که به دلایلی توانایی حضور در مراسم را ندارند ، مداحی های هر شب عباسیه را همان شب ساعتی پس از مراسم جهت دریافت بر روی سایت قرار می دهیم.

تمامی مداحی های ماه محرم و صفر سال ۹۲ به مطلب زیر اضافه شده است.

(تا ۲۸ صفراضافه شد)

حضرت علی اکبر

علی اکبر

نحوه مبارزه و شهادت حضرت علی اکبر (ع)

مادر آنجناب لیلی بنت ابی مره بن عروه بن مسعود ثقفی است، و عروه بن مسعود یکی از سادات اربعه در اسلام و از عظمای معروفین است و او را مثل صاحب یس و شبیه‌ترین مردم به عیسی بن مریم گفته‌اند. و علی اکبر علیه السلام جوانی خوش صورت و زیبا در طلاقت لسان و صباحت رخسار و سیرت و خلقت اشبه مردم بود به حضرت رسالت صلی الله علیه و آله شجاعت از علی مرتضی علیه السلام داشت، و به جمیع محامد و محاسن معروف بود چنانکه ابوالفرج از مغیره روایت کرده که یک روز معاویه در ایام خلافت خویش گفت سزاوارتر مردم به امر خلافت کیست؟ گفتند جز تو کسی را سزاوارتر ندانیم، معاویه گفت نه چنین است بلکه سزاوارتر برای خلافت علی بن الحسین علیه السلام است و جدش رسول خدا صلی الله علیه و آله است، و جامع است شجاعت بنی هاشم و سخاوت بنی امیه و حسن منظر و فخر و فخامت ثقیف را.

بالجمله آن نازنین جوان عازم میدان گردید، و از پدر بزرگوار خود رخصت جهاد طلبید، حضرت او را اذن کارزار داد. علی علیه السلام چون به جانب میدان روان گشت آن پدر مهربان نگاه مأیوسانه به آن جوان

قاسم بن الحسن

123

نحوه مبارزه و شهادت حضرت قاسم بن الحسن بن علی بن ابیطالب علیه السلام

قاسم بن الحسین علیه السلام به عزم جهاد قدم به سوی معرکه نهاد، چون حضرت سیدالشهداء علیه السلام نظرش بر فرزند برادر افتاد که جان گرامی بر کف دست نهاده آهنگ میدان کرده، بی‌توانی پیش شد و دست به گردن قاسم درآورد و او را در بر کشید و هر دو تن چندان بگریستند که در روایت وارد شده حَتّی غٌشِی عَلَیْهِما، پس قاسم گریست و دست و پای عم خود را چندان بوسید تا اذن حاصل نمود، پس جناب قاسم علیه السلام به میدان آمد در حالی که اشکش به صورت جاری بود.

ز برج خیمه برآمد چو قاسم بن حسن                           سهیل سر زده گفتی مگر ز سمت یمن

   ز خیمگاه به میدان کین روان گردید                            رخ چو ماه تمام و قدی چو سرو چمن

گرفت تیغ عدو سوز را به کف چون هلال                      نمود در بر خود پیرهن به شکل کفن

پس کارزار سختی نمود و به آن صغر سن و خردسالی سی و پنج تن را به درک فرستاد. حمید بن مسلم گفته که من در میان لشکر عمر سعد بودم پسری دیدم که به میدان آمده گویا صورتش پاره ماه است و پیراهن و ازاری در برداشت و نعلینی در پا داشت که بند یکی از آنها گیسخته شده بود و من فراموش نمی‌کنم که بند نعلین چپش بود، عمرو بن سعد ازدی گفت: به خدا سوگند که من بر این پسر حمله می‌کنم و او را به قتل می‌رسانم، گفتم سبحان الله این چه اراده است که نموده‌ای؟ این جماعت که دور او را احاطه کرده‌اند از برای کفایت امر او بس است دیگر ترا چه لازم است که خود را در خون او شریک کنی؟ گفت به خدا قسم که از این اندیشه برنگردم، پس اسب برانگیخت و رو برنگردانید تا آنگاه که شمشیری

پیوستن حر به لشکر امام

حر بن ریاحی

پیوستن حضرت حر به لشکر امام حسین (ع)

حر بن یزید چون تصمیم لشگر را بر امر قتال دید و شنید صیحه امام حسین علیه السلام را که می‌فرمود:

اَما مِنْ مُغیثٍ لِوَجْهِ اللهِ، اَما مِنْ ذابّ عَنْ حَرَمِ رَسُولِ اللهِ صَلّی الله عَلَیْهِ وَ الِهِ.

این استغاثه کریمه او را از خواب غفلت بیدار کرد لاجرم به خویش آمد و رو به سوی پسر سعد آورد و گفت ای عمر آیا با این مرد مقاتلت خواهی کرد؟ گفت بلی والله قتالی کنم که آسانتر او آن باشد که سرها از تن پرد و دستها قلم گردد، گفت آیا نمی‌توانی که این کار را از در مسالمت به خاتمت برسانی؟ عمر گفت اگر کار به دست من بود چنین می‌کردم لکن امیر تو عبیدالله بن زیاد از صلح ابا کرد و رضا نداد.

حر آزرده خاطر از وی بازگشت و در موقفی ایستاد، قره بن قیس که یک تن از قوم حر بود با او بود، پس حر با او گفت که ای قره اسب خود را امروز آب دادی؟ گفت آب نداده‌ام، گفت نمی‌خواهی او را سقایت کنی؟ قره گفت که چون حر این سخن را به من گفت به خدا قسم من گمان کردم

سلام ما به دست….

1

متن نوحه دوم تاسوعا سال ۱۳۹۱

سلام ما به دست آسمانی ات          یا عباس(ع)

 ………………….

درود ما به رزم جاودانی ات          یا عباس(ع)

  ………………….

تو نوح هر تلاطمی              تو موج بی کناره ای

به گاه جنگ بی امان           تو حیدر دوباره یی

یا عباس(ع) یا عباس (ع)

  ………………….

دم از علی و فاطمه           زدل همیشه می زدی

به یک اشاره از خلیل         تبر به ریشه می زدی

دوم محرم در کربلا چه گذشت؟

نزول امام حسین علیه‏السلام به زمین کربلا روز پنجشنبه دوم محرم سال شصت و یک بوده است.

در مقتل ابى اسحاق اسفراینى آمده است که: امام علیه‏السلام با یارانش سیر مى‏کردند تا به بلده‏اى رسیدند که در آنجا جماعتى زندگى مى‏کردند، امام از نام آن بلده سؤال نمود.
پاسخ دادند: «شط فرات» است…
آن حضرت فرمود: آیا اسم دیگرى غیر از این اسم دارد؟
جواب دادند: «کربلا».
پس گریست و فرمود: این زمین، به خدا سوگند زمین کرب و بلا است! سپس فرمود: مشتى از خاک این زمین را به من دهید، پس آن را گرفته بو کرد و از گریبانش مقدارى خاک بیرون آورد و فرمود: این خاکى است که جبرئیل از جانب پرودگار براى جدم رسول خدا آورده و گفته که این خاک از موضع تربت حسین است، پس آن خاک را نهاد و فرمود: هر دو خاک داراى یک عطر هستند!
در تذکره سبط آمده است که امام حسین پرسید: نام این زمین چیست؟
گفتند: «کربلا». پس گریست و فرمود: کرب و بلأ. سپس فرمود: ام سلمه مرا خبر داد که جبرئیل نزد رسول خدا بود و شما هم نزد ما بودى، پس شما گریستى، پیامبر فرمود: فرزندم را رها کن! من شما را رها کردم، پیامبر شما را در امان خودش نشاند، جبرئیل گفت: آیا او را دوست دارى؟ فرمود: آرى! گفت: امت تو او را خواهند کشت، و اگر مى‏خواهى تربت آن زمین که او در آن کشته خواهد شد به تو نشان دهم! پیامبر فرمود: آرى! پس جبرئیل زمین کربلا را به پیامبر نشان داد.
در روایتى آمده است که آن حضرت فرمود: ارض کرب و بلأ، سپس فرمود: توقف کنید و کوچ مکنید! اینجا محل خوابیدن شتران ما، و جاى ریختن خون ماست، سوگند به خدا در این جا حریم حرمت ما را مى‏شکنند و کودکان ما را مى‏کشند و در همین جا قبور ما زیارت خواهد شد، و جدم رسول خدا به همین تربت وعده داده و در آن تخلف نخواهد شد.و چون به امام حسین علیه‏السلام گفته شد که این زمین کربلاست، خاک آن زمین را بوئید و فرمود: این همان زمین است که جبرئیل به جدم رسول خدا خبر داد که من در آن کشته خواهم شد.
سید ابن طاووس گفته است: امام علیه‏السلام چون به زمین کربلا رسید پرسید: نام این زمین چیست؟ گفته شد: «کربلا».
فرمود: پیاده شوید! این مکان جایگاه فرود بار و اثاثیه ماست، و محل ریختن خون ما، و محل قبور ماست، جدم رسول خدا مرا چنین حدیث کرده است.
گر نام این زمین به یقین کربلا بود   اینجا محل رفتن خون ما بود

در روز دوم محرم حر بن یزید ریاحى نامه‏اى به عبیدالله بن زیاد نوشت و در آن نامه

ورود به محرم

مـردم بسـاط گـریـه و مـاتـم بیـاوریـد

وقتش شده که بیرق و پرچم بیاورید

مــردم کتـیبه هـای حـسـینیـّه نـزد کیـسـت؟

«باز این چه شورش است که…عالم» بیاورید

خواهید از خدا که در این شصت روز عمر

در بـیـن روضــه هــا نـکـنــد کـم بـیـاوریـد

این اشک ها برای حسینی شدن کم است

صـد چـشـمه چـشـم، کوثـر و زمـزم بیـاوریـد

هنگام روضه خواندن ذاکر درون ذهن

تصـویــر قـتلــگـاه مــجـسّـم بیــاوریـد

هر سینه نیست قبر حسین و مطاف او

در هـیـئـت غـمـش دل مَـحـرم بـیــاوریـد

«فَلتُلطَمُ الخُدود و تُشَقُّ الجُیوب» را

بـر گـونه ها و سـینه فـراهـم بـیـاوریـد

رخت سپید کنده و در گنجه افکنید

پـیـراهــن ســیـاه مـحـرّم بـیــاوریـد

زیر باران بلا ….

namaz

متن نوحه مسیر عاشورای حسینی ۱۳۸۹

  زیر باران بلا               یادگار مصطفی                   تشنه می خواند نماز

                                        

زیر چتر آسمان           نور چشم عاشقان                تشنه می خواند نماز

……………………….

 برگردان :    ای عمه پدرم ،          نور چشم ترم ،

تشنه می خواند نماز

……………………….

عمّه جان بنگر قیام کربلا را

سجده های پر کشیده تا خدا را

جای نفرین برلبِ تشنه دعا را

صفحه 6 از 11»... قبلی 234567891011 بعدی