hidelogo
سایت رسمی عباسیه دزفول ، محله مسجدپنج شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷

سایت رسمی عباسیه دزفول ، محله مسجد - صفحه 30 از 42 - هیئت متحده ابوالفضل العباس (ع)

توجه (بسیار مهم)

بسم الله الرحمن الرحیم.

متاسفانه در روز پنج شنبه مورخ ۹۲/۸/۱۶ به دلیل بازدید و دانلود بسیار بالا از سایت و هم چنین فشار زیاد به سرور سایت شاهد قطع کامل سایت بودیم که موجب بسته شدن آن برای یک روز کامل شد.

ضمن عرض پوزش از تمامی کاربران عزیز سایت به علت قطعی ایجاد شده اعلام می داریم که این مشکل به هیچ وجه از طرف تیم مدیریت سایت نبوده و علت آن همکاری نکردن میزبان سایت عباسیه بوده که علت آن ذکر شد.(بازدید بالا و در نتیجه فشار زیاد بر روی سرور سایت)

به همین دلیل برای جلوگیری از بروز دوباره و چندباره ی این مشکل خواهش مندیم از دانلود مداحی ها برای چند بار مکرر و دانلود در ساعت پر مصرف تا حد امکان پرهیز کنید.

از این که ما را در راهبرد اهدافمان یاری میکنید صمیمانه سپاسگذاریم.

دوم محرم در کربلا چه گذشت؟

نزول امام حسین علیه‏السلام به زمین کربلا روز پنجشنبه دوم محرم سال شصت و یک بوده است.

در مقتل ابى اسحاق اسفراینى آمده است که: امام علیه‏السلام با یارانش سیر مى‏کردند تا به بلده‏اى رسیدند که در آنجا جماعتى زندگى مى‏کردند، امام از نام آن بلده سؤال نمود.
پاسخ دادند: «شط فرات» است…
آن حضرت فرمود: آیا اسم دیگرى غیر از این اسم دارد؟
جواب دادند: «کربلا».
پس گریست و فرمود: این زمین، به خدا سوگند زمین کرب و بلا است! سپس فرمود: مشتى از خاک این زمین را به من دهید، پس آن را گرفته بو کرد و از گریبانش مقدارى خاک بیرون آورد و فرمود: این خاکى است که جبرئیل از جانب پرودگار براى جدم رسول خدا آورده و گفته که این خاک از موضع تربت حسین است، پس آن خاک را نهاد و فرمود: هر دو خاک داراى یک عطر هستند!
در تذکره سبط آمده است که امام حسین پرسید: نام این زمین چیست؟
گفتند: «کربلا». پس گریست و فرمود: کرب و بلأ. سپس فرمود: ام سلمه مرا خبر داد که جبرئیل نزد رسول خدا بود و شما هم نزد ما بودى، پس شما گریستى، پیامبر فرمود: فرزندم را رها کن! من شما را رها کردم، پیامبر شما را در امان خودش نشاند، جبرئیل گفت: آیا او را دوست دارى؟ فرمود: آرى! گفت: امت تو او را خواهند کشت، و اگر مى‏خواهى تربت آن زمین که او در آن کشته خواهد شد به تو نشان دهم! پیامبر فرمود: آرى! پس جبرئیل زمین کربلا را به پیامبر نشان داد.
در روایتى آمده است که آن حضرت فرمود: ارض کرب و بلأ، سپس فرمود: توقف کنید و کوچ مکنید! اینجا محل خوابیدن شتران ما، و جاى ریختن خون ماست، سوگند به خدا در این جا حریم حرمت ما را مى‏شکنند و کودکان ما را مى‏کشند و در همین جا قبور ما زیارت خواهد شد، و جدم رسول خدا به همین تربت وعده داده و در آن تخلف نخواهد شد.و چون به امام حسین علیه‏السلام گفته شد که این زمین کربلاست، خاک آن زمین را بوئید و فرمود: این همان زمین است که جبرئیل به جدم رسول خدا خبر داد که من در آن کشته خواهم شد.
سید ابن طاووس گفته است: امام علیه‏السلام چون به زمین کربلا رسید پرسید: نام این زمین چیست؟ گفته شد: «کربلا».
فرمود: پیاده شوید! این مکان جایگاه فرود بار و اثاثیه ماست، و محل ریختن خون ما، و محل قبور ماست، جدم رسول خدا مرا چنین حدیث کرده است.
گر نام این زمین به یقین کربلا بود   اینجا محل رفتن خون ما بود

در روز دوم محرم حر بن یزید ریاحى نامه‏اى به عبیدالله بن زیاد نوشت و در آن نامه

اگر مدد کند خدا….

tasoa 02

متن نوحه تاسوعا سال ۱۳۹۱

اگر مدد کند خدا             رسم کنار خیمه ها

دوباره دور تو می گردم دوباره دور تو می گردم حسین!

…………………..

اگر که جان تازه ای         خدا کند به من عطا

دوباره دور تو می گردم دوباره دور تو می گردم حسین!

…………………..

برگردان (۱) اگر که زنده از فرات   رسم به ساحل نجات

دوباره دور تو می گردم دوباره دور تو می گردم  حسین!

…………………..

برگردان(۲)اگر دوباره قسمتم   شود طواف خیمه ها

دوباره دور تو می گردم دوباره دور

ورود به محرم

مـردم بسـاط گـریـه و مـاتـم بیـاوریـد

وقتش شده که بیرق و پرچم بیاورید

مــردم کتـیبه هـای حـسـینیـّه نـزد کیـسـت؟

«باز این چه شورش است که…عالم» بیاورید

خواهید از خدا که در این شصت روز عمر

در بـیـن روضــه هــا نـکـنــد کـم بـیـاوریـد

این اشک ها برای حسینی شدن کم است

صـد چـشـمه چـشـم، کوثـر و زمـزم بیـاوریـد

هنگام روضه خواندن ذاکر درون ذهن

تصـویــر قـتلــگـاه مــجـسّـم بیــاوریـد

هر سینه نیست قبر حسین و مطاف او

در هـیـئـت غـمـش دل مَـحـرم بـیــاوریـد

«فَلتُلطَمُ الخُدود و تُشَقُّ الجُیوب» را

بـر گـونه ها و سـینه فـراهـم بـیـاوریـد

رخت سپید کنده و در گنجه افکنید

پـیـراهــن ســیـاه مـحـرّم بـیــاوریـد

زیر باران بلا ….

namaz

متن نوحه مسیر عاشورای حسینی ۱۳۸۹

  زیر باران بلا               یادگار مصطفی                   تشنه می خواند نماز

                                        

زیر چتر آسمان           نور چشم عاشقان                تشنه می خواند نماز

……………………….

 برگردان :    ای عمه پدرم ،          نور چشم ترم ،

تشنه می خواند نماز

……………………….

عمّه جان بنگر قیام کربلا را

سجده های پر کشیده تا خدا را

جای نفرین برلبِ تشنه دعا را

رجزخوانی در کربلا-قسمت دوم

8

رجز خوانی برخی یاران امام حسین علیه السلام 

 

رجز خوانی سه برادر حضرت عبّاس علیه السلام

این سه برادر حضرت ابالفضل علیه السلام، یکی عبدالله است، دیگری عثمان و سومی جعفر. این سه، وقت شهادت، به ترتیب بیست و پنج ساله و بیست و سه ساله و بیست و یک ساله اند.

۱) رجز خوانی عبدالله بن علی بن ابیطالب

گفته اند؛ ابتداعبدالله وارد میدان می شود، صحنه کارزار را می تکاند و گرد و غبار عرصه را به هوا می فرستد، شمشیر آخته را دور سر می چرخاند و چرخ می زند و می خواند:

اَنا ابنُ ذِی النّجدَهِ و الاِفضالِ

ذاکَ علیُّ الخَیرِ ذُوالفَعالِ

سَیفُ رَسول اللهِ ذو النکّالِ

فی کُلِّ یَومٍ ظاهرِ الاَهوالِ

منم فرزند علی، آن شکوهمند فضیلت گستر آن

انبیا و زمین کربلا-قسمت دوم

karbala02

انبیا و زمین کربلا-قسمت دوم

 

۱- شیخ صدوق رحمه الله به سند معتبر از ابن عباس روایت کرده که گفت :‌ در خدمت امیرالمؤمنین علیه السلام بودم هنگامیکه به جنگ صفین می رفت چون در نینوا – که د رکنار فرات است – منزل کرد با صدای بلند فرمود :‌ ابن عباس آیا این موضع را می شناسی ؟‌ گفتم :‌ نه یا امیرالمؤمنین .  فرمود : اگر این موضع را همچون من شناختی از آن گذر نمی کردی تا همانند من گریه کنی.

آن بزرگوار بسیار گریست تا آنکه ریش مبارکش تر شد و اشک بر سینه اش جاری گشت و ما نیز گریان شدیم و حضرت فرمود :‌ آه آه مرا با آل ابی سفیان چکار ؟ مرا با آل حرب چه می شود ؟‌ که حزب شیطان و اولیاء کفرند؟ صبر کن یا اباعبدالله که به پدرت رسید از آنها مثل آنچه به تو خواهد رسید . پس آب طلب نمود و وضو گرفت و مقداری نماز خواند . بعد از نماز نیز همان سخنان را می فرمود و می گریست تا اینکه ساعتی به خواب رفت چون از خواب بیدار شد فرمود: یابن عباس عرض کردم :‌در خدمتم .

فرمود : آیا خبر دهم به تو آنچه اکنون در خواب دیدم؟‌عرض کردم : پیوسته دیده شما در استراحت باد و آنچه دیدی خیر است یا امیرالمومنین .

فرمود دیدم گویا مردانی چند از آسمان به زیر آمدند که پرچمهای سفید در دست و شمشیر های

بیا مهدی . . .

نوحه زیبای (بیا مهدی تو بگو چگونه عباس بر زمین افتاد) از سروده های شاعر توانمند جناب آقای حسین بادروج می باشد که با صدای زیبای مداح گرانقدر حاج رضا پوررکنی در مسیر عزاداری تاسوعای حسینی سال ۱۳۸۹ خوانده شده است.

بیا مهدی    تو بگو تو بگو

چگونه عبّاس بر زمین افتاد

   *            *           *

این فصل از غم او تو بخوان

چگونه ساقی تشنه لب جان داد

  *            *          *

می دهی کی با نگاهت شرح غم را

قصّه ی بی دستی و مشک و علم را

کم کن از دوش ورق بار قلم را

صفحه 30 از 42»...1020 قبلی 26272829303132333435 بعدی 40...«