hidelogo
سایت رسمی عباسیه دزفول ، محله مسجددوشنبه ۴ تیر ۱۳۹۷

» اشعار

اشعار عاشورایی -سری نهم

006-Muharram

ترسم جزای قاتل او چون رقم زنند
یک باره بر جریدهی رحمت قلم زنند
ترسم کزین گناه شفیعان روز حشر
دارند شرم کز گنه خلق دم زنند
دست عتاب حق به در آید ز آستین
چون اهل بیت دست در اهل ستم زنند
آه از دمی که با کفن خونچکان ز خاک
آل علی چو شعلهی آتش علم زنند

اشعار عاشورایی -سری هشتم

4asxeg8wmcdvrixtpi63

چون خون ز حلق تشنهی او بر زمین رسید
جوش از زمین بذروه عرش برین رسید
نزدیک شد که خانهی ایمان شود خراب
از بس شکستها که به ارکان دین رسید
نخل بلند او چو خسان بر زمین زدند
طوفان به آسمان ز غبار زمین رسید
باد آن غبار چون به مزار نبی رساند
گرد از مدینه بر فلک

اشعار عاشورایی – سری هفتم

8

برخوان غم چو عالمیان را صلا زدند
اول صلا به سلسلهی انبیا زد
نوبت به اولیا چو رسید آسمان طپید
زان ضربتی که بر سر شیر خدا زدند
آن در که جبرئیل امین بود خادمش
اهل ستم به پهلوی خیرالنسا زدند
بس آتشی ز اخگر الماس ریزهها
افروختند و در حسن مجتبی زدند
وانگه سرادقی که ملک مجرمش نبود
کندند از مدینه و در کربلا زدند
وز تیشهی ستیزه در

اشعار عاشورایی – سری ششم

10

کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی
وین خرگه بلند ستون بیستون شدی
کاش آن زمان درآمدی از کوه تا به کوه
سیل سیه که روی زمین قیرگون شدی
کاش آن زمان ز آه جهان سوز اهل بیت
یک شعلهی برق خرمن گردون دون شدی
کاش آن زمان که این حرکت کرد آسمان
سیمابوار گوی زمین بیسکون شدی
کاش آن زمان که پیکر

اشعار عاشورایی -سری پنجم

002

کشتی شکست خورده ی طوفان کربلا
در خاک و خون طپیده میدان کربلا
گر چشم روزگار به رو زار میگریست
خون میگذشت از سر ایوان کربلا
نگرفت دست دهر گلابی به غیر اشک
زآن گل که شد شکفته به بستان کربلا
از آب هم مضایقه کردند کوفیان
خوش داشتند حرمت مهمان کربلا
بودند دیو و دد همه سیراب و میمکند
خاتم ز قحط آب س

می شود عباس بود و مرد ماند……

1244

می شود عباس بود و مرد ماند…..

می شود در برگ ریز عاطفه

باز هم از دیده ه ها اشکی فشاند

می شود در فصل غربت پیشگی

خویش را از درد بی دردی تکاند

می شود با تکیه

عشق با نام تو زیباست…

عشق با نام تو زیباست …

 

حرمت قبله ی دلهاست خدا می داند

زائرت مهدی زهراست خدا می داند

می زند بوسه به شش گوشه ی قبرت وقتی

کعبه هم طالب اینجاست خدا می داند

دل خورشید به تو گرم و زمین می چرخد

دست تو بر سر دنیاست خدا می داند

می رود، می گذرد از همه ی گردنه ها

هر که درگیر تو تنهاست خدا می داند

مردگان، مرده بدانند تو را حرفی نیست

نفس گرم تو با ماست خدا می داند

هرچه داریم ، همه از کرم مادر توست

زندگی زنده به زهراست خدا می داند

روز از نو شده و باز شدی روزی عشق

عشق با نام تو  زیباست خدا می داند

دو بیتی های حضرت عباس

چند دوبیتی زیبا در مورد حضرت اباالفضل العباس (ع)

…………………………

من روزه تشنه بحر فراتم                                            عباسم و حلال مشکلاتم

هر مشکلی را می کنم مشکل گشایی                               من عرشه دار کشتی بحر نجاتم

……………………………………………………………………………

در دلم مهر تو دارم                                            عشق تو دارو ندارم

تا قیامت یا ابوالفضل             

صفحه 6 از 11»... قبلی 234567891011 بعدی