hidelogo
سایت رسمی عباسیه دزفول ، محله مسجددوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۷

» متن نوحه وحده و مجلسی شب اربعین 96

زخمی ترین یارت   برگشته کنارت   حسین

دلتنگ دیدارت      برگشته کنارت    حسین

جهت مشاهده  متن کامل لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

نوحه وحده اربعین حسینی

زخمی ترین یارت   برگشته کنارت   حسین

دلتنگ دیدارت      برگشته کنارت    حسین

………………………..

دل ما همه زخمی تیر داغت

چهل شب غریبی سحرشدبه یادت

نکردم به رنج فراق توعادت        حسین

……………………..

چهل شب فراقت به قدر چهل سال

چگونه دهم شرح این غم به اجمال

دوباره رسیدم به بالای گودال        حسین

………………………

به دنیارساندم صدای سرت را

به گوش همه ماجرای سرت را

جفابرتنت را…. وفای سرت را      حسین

…………………….

رسیدم به بوی شهیدان تشنه

دوباره به خاک وبیابان تشنه

به این آسمان وبه باران تشنه      حسین

……………………

تویی تاهمیشه بهای نمازم

خداباتودارد هوای نمازم

چهل شب به یادت دعای نمازم      حسین

……………………

سلام ای غریب به خون خفته ی من

تن بی سر ولاله گون خفته ی من

وای موج دورازسکون خفته ی من  حسین

……………………

دل ما شده غرق داغ رقیه

خرابه شده کوچه باغ رقیه

خدارا نگیری سراغ رقیه         حسین

……………………

سه ساله گلی در سفر پرپرت شد

شبی در خرابه فدای سرت شد

سفیر تو در شام و پیغمبرت شد    حسین

 

شعر از شاعر جوان اهل بیت ع :  افشین صدرا

با سلام
دوست عزیز آقای افشین صدرا
شعر خوبی بود و به عنوان تجربه های نخستین قابل تحسین .منتظر آثار بعدی و پربارتر ی از قلم جوان و مستعد شما هستیم
اگر به جای « نقره داغ» که بار منفی دارد « غرق داغ رقیه» باشد بهتر است . موفق باشید

حسین بادروج
.badrooj14h@mailfa.com.


نوحه مجلسی اربعین حسینی _از زبان حضرت زینب(س)

 

زینب قامت‌خمیده، بر مزار تو رسیده

السلام السلام ای سربریده

…………………………………………….

السلام ای زخمیِ داغِ پریشانیِ زینب

السلام ای تربت تو مُهر پیشانی زینب

ای جواب هرکسی‌که خارجی میخواند ما را

صوت قرآن تو شد شرح مسلمانی زینب

 

آمدم تا/ با تو گویم/ شرح حالم

با تو گویم/ شرح روز و/ ماه و ساله‌م

 

روضه ها دارم برایت، با همین اشک دو دیده

السلام السلام ای سربریده

………………………………………………

شد شروع قصه از ظهر دهم، ماه محرّم

از همان روزی که شد مضمونِ مقتل‌های عالم

من به چشم خویشتن دیدم هرآنچه می‌نویسند

چشم‌هایم خود به‌تنهایی لُهُوف است و مُقَرَّم

 

دیده ام بر/خاک صحرا/جسم بی سر

سنگ و نیزه/تیر و شمشیر/تیغ و خنجر

 

از غمِ سرخیِ خونت، رنگ صحرا هم پریده

السلام السلام ای سربریده

………………………………………………

بارِ غصه روی دوشم پیکرِ تو روی دستم

کوهِ غم بودم ولی با تو همانجا عهد بستم

قول دادم با تو گفتم که خیالت جمع باشد

من سفیر کربلا در کوفه و در شام هستم

 

تو فقط باش/روی نیزه/تکیه گاهم

کاروانی/ از یتیمان/ شد سپاهم

 

خواهرت بارِ امانت، بر روی شانه کشیده

السلام السلام ای سربریده

………………………………………………

این چهل روزی که سر کردم برادر با سر تو

هیچکس مرهم نشد بر زخم من الّا سر تو

هرچه روضه دیده ام تو دیده ای از روی نیزه

مانده ام که خواهر تو پیرتر شد یا سر تو

 

روبروی/نیزه ات بود/محمل من

از سر نی/گریه کردی/ با دل من

 

قلب من همراه تو با، جان و دل غم را خریده

السلام السلام ای سربریده

………………………………………………

من چهل منزل دویدم تا کنار تو رسیدم

بی تو زنده ماندم و از تو خجالت می‌کشیدم

زنده ماندم بعدِ تو اما تو بودی فکر و ذکرم

من در این راهی که رفتم غیرِ راه تو ندیدم

 

این چهل روز/بوده ام من/در پناهت

شد صراطَ المُستقیمم/قتلگاهت

 

چشم من غم دیده اما، غیر تو چیزی ندیده

السلام السلام ای سربریده

………………………………………………

صبر بعد از اینهمه غوغا نشان چیست؟ عشق است

استقامت بعد از این بلوا پیام کیست؟ عشق است

در رهِ معشوق، هر آنچه که پیش آید خوش آید

کربلا تا شام رفتن که اسارت نیست، عشق است

 

هرچه دیدم/عاشقی بود/بندگی بود

کربلایت/راه و رسمِ/زندگی بود

 

آنکه تنها یار را دید، غیر زیبایی چه دیده؟

السلام السلام ای سربریده

………………………………………………

من عقیله دختر پاک امیرالمومنینم

زینبم، کی روبروی ظلم، ساکت می‌نشینم

قامتم خم شد ولیکن خم به ابرویم نیامد

مثل زهرا با قد خم هم قیامت آفرینم

 

من شرف از/ دامن زهرا گرفتم

عزّتم را/ از رهِ بابا گرفتم

 

با قیام خواهرت خواب، از سرِ دشمن پریده

السلام السلام ای سربریده

………………………………………………

من که از داغ تو پیرم دشمنت را پیر کردم

من به تیغِ خطبه‌هایم شام را تسخیر کردم

من که در ظاهر اسیرِ در غُل و زنجیر بودم

کاخ ظلمت را اسیرِ در غُل و زنجیر کردم

 

من پیامِ/کربلایت/ را رساندم

کوفه و شام/ از تو گفتم/ از تو خواندم

 

از سرِ نیزه سر تو، خطبه هایم را شنیده

السلام السلام ای سربریده

………………………………………………

راه باطل چون کویر و راه حقِّ ما چو گلشن

راه باطل شامِ تار و راهِ ما چون روزِ روشن

من اگر صدبار سیلی خورده ام در کوفه و شام

خطبه های من هزاران بار سیلی زد به دشمن

 

ذوالفقارِ/حیدری بود/در کلامم

مثل زهرا/مادرم یارِ امامم

 

از لسان من پیامت، بر همه عالم رسیده

السلام السلام ای سربریده

………………………………………………

شیعه باید عزّت از راه منِ زینب بگیرد

شیعۀ راه حسین هیهات اگر ذلت پذیرد

زیرِ بارِ دشمن دین زندگی کردن حرام است

اعتبار شیعه این باشد که با عزت بمیرد

 

شیعۀ تو/تا ابد دشمن‌ستیز است

هرکسی که/شد (اسیرِ)/تو عزیز است

 

عاقبت می‌تابد از عرش، نور طلعهَ الرَّشیده

السلام السلام ای سربریده

شعر از شاعر اهل بیت ع : حمید رمی

نظرات و ارسال نظر