hidelogo
سایت رسمی عباسیه دزفول ، محله مسجدجمعه ۲۶ مرداد ۱۳۹۷

» متن اشعار شام غریبان عاشورا

از این به بعدش با من است

( زبان حال حضرت زینب کبری سلام الله علیها )

امشب به یادت در دلم , شمع شهادت روشن است

بی روی تو این اولین  , شام غریبان من است

ای یوسف بازار غم , تازه ترین زخم دلم

بوی تو را دزدیده است , گرگی که با پیراهن است

میدان تو کرب و بلا , من کوفه و شام بلا

سردار من رخصت بده , وقت به میدان رفتن است

ای جان مهجور از تنم , ای ماه دور از دامنم

امشب سرت ای بی کفن , روی کدامین دامن است

این راه سیراب از بلا , لبریز از قالوا بلی….

تا قتلگاهش با تو بود , از این به بعدش با من است

ای تار و پود عمر من , بود و نبود عمر من

با تار و پودش دشمنم , هر کس که با تو دشمن است

من با تو هم اندیشه ام , از این رگ و این ریشه ام

این سر که دارم بر بدن , آماده افشاندن است

اشعار از شاعر اهل بیت (ع ) : حاج حسین بادروج

منبع : badrooj.parsiblog.com

نظرات و ارسال نظر