hidelogo
سایت رسمی عباسیه دزفول ، محله مسجددوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۷

» متن نوحه « شمروگلوی تو»

این نوحه از اشعار شاعر اهل بیت (ع) حسین بادروج است که زبانحال حضرت سکینه بنت الحسین(ع) است که توسط برادر علی خاکی اجرا شده.

شمر و گلوی تو ، گودال قتلگاه

تا زنده ام پدر! یادم نمی رود

اسبی که بی سوار آمد به خیمه گاه  یادم نمی رود

 

برگردان اول : نگاه آخر تو ، به زینب و به رباب

               سفارشت به حجاب   یادم نمی رود…

 

برگردان دوم: بابا غریبی ات  یادم نمی رود

                          دریا حریف این آتش نمی شود

برگردان سوم:

 وقتی که می رسید خنجر به حنجرت         یادم نمی رود…

 آن دم که می برید آن بی حیا سرت        یادم نمی رود…

بی تو ای ماه منِ آتش گرفته

می رود جان از تن آتش گرفته

خیمه ها و دامن آتش گرفته  

یادم نمی رود

 

وحشت از تیغ خزان و چیدن تو

انتظار یک بغل بوسیدن تو

دل بریدن از دوباره دیدن تو

یادم نمی رود

 

بی عمو کم شد قمر از آسمانت

می شدی تنها میان دشمنانت

می شد از هر سو پدر جان قصد جانت

یادم نمی رود

 

عصر عاشورا همه دلواپس تو

از حرم تا علقمه دلواپس تو

هم علی هم فاطمه دلواپس تو

یادم نمی رود

 

لحظه های پر شده از رنج دوری

خیمه های خالی از بوی عبوری

از تو ایثار سر و از من صبوری

یادم نمی رود

 

در غمت چشم من  از کوشش نیفتد

سینه در این آتش از سوزش نیفتد

خون مظلومی که از جوشش نیفتد

یادم نمی رود

 

می کشد ما را غروب بی صدایت

خنده ی دشمن ، سکوت خیمه هایت

کربلایت کربلایت کربلایت

یادم نمی رود

 وزن دوم :

 

در دل تاریک صحرا            خیمه ی نورانی ات را

آخرین شب از دو چشمِ       تا سحر بارانی ات را

یادم نمی رود

 

زیـر بـاران سـتاره                 از سیاهی کم نمی شد

هر چه می کردی نصیحت           دشمنت آدم نمی شد

یادم نمی رود

 

دل بریدم از تو وقتی      جامه ات را کهنه دیدم

بر تن و قلب صبورت         هر چه تیر و طعنه دیدم

یادم نمی رود

 

ای نفس های سکینه          بر زمین افتادنت را

درد پیدا در نوایِ            « یا الهی» گفتنت را

یادم نمی رود

نظرات و ارسال نظر