hidelogo
سایت رسمی عباسیه دزفول ، محله مسجدپنج شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۸

متن مداحی عصر عاشورا (بی تو نفس می کشم هنوز،باورت می شود حسین) - سایت رسمی عباسیه دزفول ، محله مسجد

1

بی تو نفس می کشم هنوز

باورت می شود حسین…

رنج قفس می کشم  هنوز

باورت می شود حسین…

برگردان اول: ای شهید بی کفن

ای سر دور از بدن     بی تو ماندم زنده من

باورت می شود حسین…

 

برگردان دوم :می شود با هر غروبی خاطرات من مرور

می کنم از قتلگاهت من به جان کندن عبور

باورت می شود حسین…

وداعت می کنم هر لحظه تصویر

غمت آئینه در آئینه تکثیر

زمین زندان ، هوا بی تو نفس گیر

باورت می شود حسین…

شب و داغ دل و باغ خزانم

من و سجاده و اشک روانم

« دعا گوی غریبان جهانم»

باورت می شود حسین…

سحر نزدیک و اندک فرصت من

جدایی از تو تنها حسرت من

نشد با تو شهادت قسمت من

باورت می شود حسین…

جفا بر ما شده باب از سقیفه

به سویت نیزه پرتاب از سقیفه

و خورده این عطش آب از سقیفه

باورت می شود حسین…

به بالینت شهید بی سر من

رسیده مادرم ، چشم تو روشن

تو بی سر من اسیر دست دشمن

باورت می شود حسین…

تو یادم داده ای بالندگی را

خدا را، عاشقی را، بندگی را

نمی خواهم پس از تو زندگی را

باورت می شود حسین…

سرت سیر و سلوکی بی ریا کرد

عجب تفسیری از «قالو بلا» کرد

تو را امشب خدا بی من صدا کرد

باورت می شود حسین…

گوارای دل تنگت رسیدن

شهادت ، پرگرفتن ، آرمیدن

من و شرم نفس بی تو کشیدن

باورت می شود حسین…

پشیمان می شود فردای بی تو

به آتش می رسد تقوای بی تو

من و بار غم و دنیای بی تو

باورت می شود حسین…

چه بی رحم است و بی پروا غم تو

چه با ما می کند فردا غم تو؟

کنار آمد دل من با غم تو !

باورت می شود حسین…

امان از صبح بی فجر نگاهت

عبور کاروان از قتلگاهت

شدم آخر رفیق نیمه راهت

باورت می شود حسین…

شب است و ناله و یک لاله چین دشت

چه دور از تو شده درد آفرین دشت

نمی بینم مسلمانی در این دشت

باورت می شود حسین…

وزن دوم:

ای به خون افتاده یاس و مریمت

تا سحر امشب ملائک همدمت

جان سالم بردم از دست غمت

باورت می شود حسین…

پیکرت در خاک و خون غلطان هنوز

می تراود از لبت قرآن هنوز

مانده بی تو در تن من جان هنوز

باورت می شود حسین…

مانده زینب چشم بیدارت شود

دست عباس علمدارت شود

مانده تا با هر نفس یارت شود

باورت می شود حسین…

جان من ، جانان من ، تاب و تبم

از نفس افتاده ناله بر لبم

می شود کم کم سحر بی تو شبم!

باورت می شود حسین…

از شب مویت پریشان تر دلم

تا قیامت ، لاله ای پرپر دلم

کهنه پیراهن غمی نو در دلم

باورت می شود حسین …

نیمه جان من  اگر یاری کند

خواهرت  باید وفاداری کند

در تن دنیا غمت جاری کند

باورت می شود حسین …

منبع : وبلاگ پنجمین لبخند خدا (وبلاگ جناب آقای بادروج)

نظرات و ارسال نظر