hidelogo
سایت رسمی عباسیه دزفول ، محله مسجددوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷

رمضان ماه مهمانی خدا - سایت رسمی عباسیه دزفول ، محله مسجد

انسان با بینشی گذرا در اعمال عبادی، به نکات ظریفی برخورد می‌کند که جز مصلحت و خیر اندیشی در آن، چیز دیگری نمی‌بیند.

روزه از جمله اعمالی است که هم جنبه عبادی دارد، هم جنبه فردی و هم اجتماعی. این ابعاد انسان را به تفکر وا می‌دارد که چگونه ساعاتی امساک از خوردن و آشامیدن، آثاری چنین ارزنده بجا می‌گذارد. این چند ساعت امساک بندگان را منضبط، حق شناس و مطیع می‌سازد و از سویی انسان را به تفکر وا می‌دارد تا به سختی زندگی فقرا پی ببرد و موقعیت مردم ضعیف جامعه را حس نماید و از سوی دیگر درجه اخلاص خود را محک بزند تا در گذر یک سال بتواند نردبان تقربی بسازد که آراسته‌تر در محضر خدای سبحان حاضر شده و حظ کافی را ببرد.
زمین خشکیده وجود انسان که مدتها قطره آبی به خود ندیده است ملتمسانه چشم به آسمان دوخته تا دانه‌ای را که در سینه پنهان دارد بارور سازد و در این فرصت، یرمض الذنوب شود و از پلکان ترقی سبک بال بالا رود و توشه‌ای برای نیکو سپری کردن یک سال خود، کسب کند.
نامگذاری رمضان
امام جعفر صادق (علیه‌السلام) فرموده‌اند: نگویید این رمضان است و نگویید رمضان رفت و یا آمد، زیرا رمضان نامی از اسماءالله است که نمی‌رود و نمی‌آید که شیء زائل ونابودشدنی می‌رود و می‌آید، بلکه بگویید ماه رمضان، پس ماه را اضافه کنید در تلفظ به اسم که اسم، اسم الله بوده و ماه رمضان ماهی است که قرآن در آن نازل شده است، و خداوند آن را مثل وعده و وعید قرار داده است.[۱]
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرموده‌اند: به راستی که رمضان نامیده شد زیرا گناهان را از بین می‌برد.[۲]
باز رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرموده‌اند:نامیده شد رمضان به خاطر شدت گرما.[۳]
فلسفه روزه
امام رضا (علیه‌السلام) فرموده‌اند: اگر بپرسند: چرا مأمورند به روزه ماه رمضان و بس، نه کمتر و نه زیادتر؟ گفته می‌شود: برای آن که این مقدار، حدی است که از اجرای آن، هم ضعیف بر می‌آید و هم قوی، و جز این نیست که خداوند فرایض و واجبات را به اندازه‌ای که در امکان غالب افراد باشد تعیین فرموده، آن‌گاه ناتوانان را آزادی داده، بدین معنی که اگر خواستند با اینکه سخت است آن را انجام دهند مانعی نباشد، و نیز توانایان را ترغیب کرده که اگر خواستند غیر ماه رمضان را هم با گرفتن روزه تقرب جویند و چنان که به کمتر از این صلاح‌شان بود خداوند کمتر می‌فرمود و اگر محتاج به بیشتر از این بودند به زیاده از این امر می‌فرمود.[۴]
امام رضا (علیه‌السلام) فرموده‌اند: اگر بپرسند روزه چرا واجب شده است؟ پاسخ آن است که درد گرسنگی و تشنگی را بدانند و از این راه پی به فقر و بی‌ زاد و توشگی آخرت ببرند و برای اینکه روزه دار بر اثر ناراحتی که از گرسنگی و تشنگی برایش پیش آمده فروتنی کند و کوچکی کند و نیاز نشان دهد تا اجر برد و به حساب آورد کار خویش را بشناسد و پایداری و مقاومت کند بر آن، و از این جهات مستحق اجر شود، با آنچه که در آن است از قبیل جلوگیری از طغیان شهوات هوی‌ها، و اینکه موجب عبرت و موعظه‌ای باشد برای آنها در این دنیا و تمرینی باشد برای انجام تکالیف آنها و راهنمایی باشد برای آنها در عالم دیگر و بشناسد شدت مشکلات فقرا و بینوایان را در دنیا، و آنچه را که خداوند در اموالشان برای مساکین و تهیدستان واجب کرده ادا کنند.[۵]
باز امام رضا (علیه‌السلام) فرموده‌اند: و اگر بپرسند که چرا روزه فقط در ماه رمضان مقرر شده نه ماههای دیگر؟ پاسخ آن است که برای اینکه ماه رمضان ماهی است که خداوند در آن قرآن را نازل فرموده است و در آن میان حق و باطل کاملا جدایی افتاده چنانچه خداوند فرموده است ماه رمضان ماهی است که در آن قرآن نازل گشته است و آن برای هدایت مردمی است و در آن علایمی از برای راهنمایی و جدا کننده حق از باطل است در این ماه به پیغمبر وحی شد و در آن شب قدر است، شبی که از هزار ماه بهتر است. در آن شب هر کاری محکم و برقرار می‌شود و آن اول سال قمری است و در آن تقدیرات و مسائلی که در آن سال ازنیکی و بدی، سود و زیان، زندگی و مرگ، وجود رقم زده می‌شود و به همین جهت است که شب را قدر می‌گویند.[۶]
از هشام بن حکم است که گفت، از امام صادق (علیه‌السلام) سؤال کردم درباره علت روزه، فرمود: اما علت روزه بدان سبب است که فقیر و غنی در یک سطح شود زیرا غنی درد گرسنگی را نچشیده تا به فقیر رحم کند زیرا غنی هر گاه چیزی را بخواهد توانایی ‌آن را دارد پس خداوند عزوجل به این وسیله خواست که بین بندگانش برابری اجرا کند و حس گرسنگی و درد را به غنی بچشاند، تا دلش بر ضعیفان به رحم آید و بر انسان گرسنه مهربانی کند.[۷]
از حمزه بن محمد روایت است که گفت به ابی محمد عسگری (علیه‌السلام) نوشتم چرا خداوند عزوجل روزه را واجب کرده است؟ در جواب آن آمد: تا غنی حس گرسنگی را بچشد و به فقیر احسان کند.[۸]
در خطبه فاطمه (علیها السلام) درباره امر فدک آمده است:… خداوند روزه را برای تثبیت اخلاص واجب کرد.[۹]
جعفر بن محمد بن حمزه در گفتگویی با ما گفت: به ابی محمد (علیه‌السلام) نوشتم: چرا خداوند روزه را واجب کرد؟ پس برایم نوشت: خداوند تعالی روزه را واجب کرد تا غنی حس گرسنگی را بچشد تا بر فقیر مهر ورزد.[۱۰]
امام رضا (علیه‌السلام) فرمودند: اگر بپرسند چرا زن باید روزه را قضا کند ولی نمازش قضا ندارد؟ گفته می‌شود که برای چند جهت. اول اینکه گرفتن روزه او را از کارهای لازم زندگی خود باز نمی‌دارد و از خانه‌داری و خدمت به شوهرش و انجام فرمان او و اصلاح امور منزل و شستشو و نظافت مانع نمی‌شود، ولی نماز وقت را می‌گیرد و مانع از انجام همه امور دیگر می‌شود زیرا نماز در شبانه روز مکرر واجب می‌شود و زن قدرت آن را ندارد که هم نمازهای مدت ناپاکی خود را به جای آورد و هم نمازهای ایام پاکی و هم کارهای لازم و ضروری زندگی زناشویی یا فردی خود را انجام دهد ولی روزه این چنین نیست و یکی دیگر از علتهای آن این است که نماز خود زحمت نشست و برخاست و تحرک لازم دارد ولی در روزه این امور نیست و تنها نخوردن و خودداری کردن از مفطرات است، نه حرکت و جنبش و فعالیت و در تمام مدت شبانه روز هیچ وقت جدیدی نمی‌رسد مگر اینکه در آن نماز جدیدی واجب می‌شود ولی روزه این طور نیست که هر روز که می‌رسد روزه‌اش بر او واجب باشد مانند نماز که هر وقت سر می‌رسد نمازی بر او واجب باشد.[۱۱]
امام علی (علیه‌السلام) فرموده‌اند: یکی از یهودیان خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) رسید و از مسائلی پرسش کرد. یکی از پرسشها این بود؛ اگر بپرسند به چه دلیلی خداوند روزه را برای امت تو سی روز قرار داده و بر امم دیگر بیش از این؟ پیامبر فرمودند: به دلیل اینکه آدم وقتی از درخت (ممنوعه) خورد سی روز در بدنش باقی بود پس خداوند بر فرزندان او سی روز گرسنگی و تشنگی را واجب کرد و کسی که روزه را افطار می‌کند فضلی است از جانب خداوند بر بندگانش و آدم هم این گونه بود. پس خداوند بر امت من واجب کرد. سپس این آیه را تلاوت کردند. یهودی گفت: ای محمد راست گفتی! پس پاداش فرد روزه‌ دار چیست؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند: هیچ مؤمنی نیست که ماه رمضان را فقط به حساب خدا روزه بگیرد مگر اینکه خداوند هفت خصلت برای او واجب کند؛ حرام را از بدنش ذوب می‌کند، او را به رحمت خدا نزدیک می‌کند، می‌پوشاند گناه و اشتباه پدرش، حضرت آدم را، سکرات مرگ را بر او آسان می‌کند، از گرسنگی و تشنگی روز قیامت خداوند او را در امان می‌دارد، به او برات از آتش را عطا می‌کند و از طیبات بهشت بر او می‌خوراند.[۱۲]
فضیلت ماه رمضان
حضرت علی (علیه‌السلام) فرمودند: نگویید رمضان بلکه بگویید ماه رمضان، پس همانا شما نمی‌دانید که رمضان چیست.[۱۳]
حفص بن غیاث می‌گوید: به امام صادق عرض کردم: به من خبر ده از گفته خدا، ماه رمضانی که نازل شده در آن قرآن، چگونه قرآن در ماه رمضان نازل شده و در حالی که قرآن در مدت بیست سال از اول تا آخرش نازل شده است؟ فرمود: همه قرآن در ماه رمضان به بیت المعمور نازل شده و در مدت بیست سال از بیت المعمور نازل شده است.[۱۴]
امام جعفر صادق (علیه‌السلام) فرموده‌اند: چه خوب ماهی است ماه رمضان، ماهی که در زمان پیامبر ماه پر برکت نامیده شد.[۱۵]
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرموده‌اند: اگر بدانید در رمضان چه برای شما تقدیر شده، سپاس خود را برای خدا افزون می‌کنید.[۱۶]
ابن سلام از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پرسید: اسلام و ایمان چیست؟ پیامبر فرمودند: اما اسلام اینکه شهادت بدهی که خدایی جز الله نیست، یکتاست و شریکی ندارد و اقرار کنی به اینکه محمد بنده و رسول خداست و به پا داشتن نماز و دادن زکات و روزه ماه رمضان و حج بیت الله الحرام، اگر توانایی آن را داشته باشی و اما ایمان، ایمان بیاوری به خدا و ملائکه و کتاب و پیامبرانش و روز رستاخیز و اینکه معتقد باشی سر نوشت، خوب و بد آن از سوی خداست.[۱۷]
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: در نخستین شب از ماه رمضان درهای آسمان باز می‌شود و تا شب آخر ماه رمضان بسته نمی‌شود.[۱۸]
ابن عباس می‌گوید از پیامبر (صلی الله علیه و آله) شنیدم که می‌فرمودند: همانا بهشت تزیین و آراسته می‌شود از سالی به سال دیگر، به خاطر حلول ماه رمضان.[۱۹]
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرموده‌اند: هلال ماه رمضان چون بر آید درهای جهنم بسته می‌شود و درهای بهشت باز می‌شود و شیاطین در بند می‌شوند.[۲۰]
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرموده‌اند: به تحقیق خداوند برای هر شیطان شرور و سرکش هفتاد ملک را وکیل کرده پس راهی برای فرار ندارند تا اینکه ماه رمضان به پایان برسد.[۲۱]
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: به امت من در ماه رمضان پنج چیز داده شده که به امت هیچ پیغمبری پیش از من داده نشده است. اما عطای اول: هر گاه شب اول ماه رمضان فرا رسد خداوند به سوی بندگان نظر می‌کند و کسی که خدا به او نظر کرده تا ابد عذاب نمی‌شود دوم: بوی بد دهان آنان که در نزد خدا شب زنده‌داری می‌کنند خوشبوتر از بوی مشک می‌شود: سوم: ملائکه برای ایشان در شب و روز استغفار می‌کنند. چهارم: همانا خداوند عزوجل بهشت خویش را امر می‌کند که استغفار کند و تزیین شود برای بندگان. پس چه نزدیک است که سختی‌های دنیا آنها را در خود فرو برد و می‌روند به سوی بهشت من و کرامت من. پنجم: پس هر گاه شب آخر فرا رسد خداوند همه بندگان را می‌آمرزد.
مردی گفت: یا رسول الله در شب قدر؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند: مگر نمی‌بینی که کارگران هر گاه کارشان تمام شود، مزد به آنها می‌دهند.[۲۲]
در روز قیامت، خداوند، ماه رمضان را به بهترین شکل محشور می‌کند و او را بر روی تلی قرار می‌دهد که بر هیچ یک از افرادی که در آن محشر حضور دارند پوشیده و پنهان نمی‌شود سپس دستور داده می‌شود پوششی از لباسهای بهشت، انواع سندس آن و پیراهن‌های آن را بر وی بپوشاند تا آن گاه که چنان عظیم گردد که هیچ یک از دیدگان در آن نفوذ نکند (قدرت دیدن ندارد) و هیچ گوشی توانایی درک شنیدن مقدارش را ندارد و هیچ قلبی نمی‌تواند حقیقت آن را دریابد، سپس به ندا دهنده از درون عرش می‌گوید: نداده! وی نیز فریاد بر می‌آورد: ای جمع بندگان و آفریدگان! آیا این را می‌شناسید؟ و خلایق به من می‌گویند: اجابت می‌کنیم تو را ای فراخواننده از سوی پروردگارمان و چه مبارک قدمی تو، ولی ما او را نمی‌شناسیم. آن گاه ندا دهنده می‌گوید: این ماه رمضان است چه بسیارند آنان که در آن به سعادت دست یافتند و چه بسیارند کسانی که در آن به شقاوت رسیدند. پس هر مؤمنی که به وسیله طاعت خداوند در آن ماه او را بزرگ داشت، بیاید و نصیب خود را از این لباس‌ها و خلعت‌های بهشتی بر دارد. سپس آنها را بین خود بر اساس طاعت‌تان از فرامین خدا و تلاش‌تان تقسیم کنید. گفت: مؤمنانی که اطاعت خدا را کرده بودند به نزد او می‌روند و ده هزار خلعت بر می‌دارند و برخی کمتر و یا بیشتر بر می‌دارند و  خداوند آنها را به وسیله کرامات خویش مشرف (مفتخر) می‌کند. بدانید که گروهی هستند که آن خلعتها را بین خود رد و بدل می‌کنند و با خود می‌گویند: ما به خداوند ایمان داشتیم و به یگانگی آن اعتقاد داشتیم و به فضیلت این ماه اعتراف می‌کنیم پس آن لباسها و خلعتها را می‌گیرند و می‌پوشند.[۲۳]
امام رضا (علیه‌السلام) فرمودند: کارهای نیک در ماه رمضان مقبول و گناهان آمرزیده است، کسی که در ماه رمضان یک آیه از قرآن را بخواند مثل این است که در غیر رمضان یک ختم قرآن کرده است و کسی که در این ماه روی خوش به برادر ایمانی‌اش نشان دهد و با خنده دلش را شاد کند، روز قیامت او را ملاقات نمی‌کند مگر اینکه می‌خندد و خوشحال می‌کند او را و بهشت را به او بشارت می‌دهد و کسی که در این ماه اعانت کند، خدمتی به برادر ایمانی‌اش بنماید، خداوند او را در عبور از پل صراط کمک می‌کند آن روز که تمام پاها می‌لغزند و کسی که خشم و غضبش را نگهدارد روز قیامت خداوند خشم و غضبش را از او نگه می‌دارد و اگر کسی بیچاره‌ای را دریابد خداوند در روز قیامت از فزع اکبر امانش می‌دهد و اگر کسی در این ماه به ستمدیده‌ای یاری کند، خداوند در دنیا از کل دشمنانش و در روز قیامت هنگام حساب و میزان، یاریش می‌فرماید.[۲۴]
آری ماه رمضان ماه برکت و رحمت است، ماه آمرزش، رحمت و پذیرش توبه است. ماه بازگشت از معاصی است. هر کس در ماه رمضان آمرزیده نشد و از غفران بی پایان الهی بهره‌ ای نگرفت، پس در چه ماهی آمرزیده می‌شود؟! پس بخواهید و سؤال کنید از خداوند تا روزه شما را در این ماه قبول فرماید و این ماه را آخرین رمضان شما قرار ندهد و شما را در این ماه به طاعت خویش موفق بدارد و از معاصی خویش حفظتان کند، که به راستی او بهترین مسئول است.
روزه‌ داری
یکی از برنامه‌های ترقی دهنده و تکامل دهنده انسان در مسیر رسیدن به رضوان الهی که ضامن سعادت دنیا و آخرت و سلامت جسم و روح آدمی است، روزه می‌باشد و باید آن را یک موهبت الهی دانست که اثر آن در اصلاح روح و جان انسان وصف ناشدنی است. با دقیق شدن در سیره ائمه معصومین (علیهم السلام) و اولیای الهی و همچنین ارزیابی حیات پر فروغ عرفا و عابدان حقیقی درگاه حق، به جایگاه والا و شایسته روزه و روزه داری پی برده می‌شود. به همین خاطر، پا در بوستان همیشه باطراوت هادیان بشریت زده و گفتار را با چند شاخه از این گلستان مزین می‌کنیم تا سرلوحه روزه داری و تهجد همگی ما در میهمانی خدا بشود.
آیات
ای کسانی که ایمان آورده‌اید روزه برای شما واجب شد همان طوری که بر امتهای قبل شما واجب گردید تا شاید پرهیزکار شوید.[۲۵]
از برای آن که آن مدت را تمام کنید و خدا را به بزرگی یاد نمائید (به خاطر هدایت شما) باشد که شکرگزار او باشید.[۲۶]
روایات
ابی امامه (از صحابه پیغمبر (صلی الله علیه و آله) ) گفت: خدمت رسول خدا سؤال کردم: ای رسول خدا مرا به عملی شایسته راهنمائی کن. گفت: بر تو باد روزه! زیرا که روزه جایگزینی ندارد و ثوابش هم از اندازه گیری و وزن خارج است. عرض کردم: یا رسول الله (صلی الله علیه و آله)! مرا به عملی شایسته رهنمون شوید! فرمود: بر تو باد روزه! زیرا روزه گرفتن از نظر ثواب و فضیلت مشابهی ندارد. برای بار سوم عرض کردم: ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! مرا به عملی نیکو راهنمایی کنید و فرمود: بر تو باد روزه! زیرا روزه هیچ مثل و مانندی ندارد.[۲۷]
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: کسی که در ماه رمضان روزه بگیرد و تمایلات شهوی و جنسی و همچنین زبانش را از گناه حفظ نماید و مردم از شر او در امان باشند، خداوند گناهان و معاصی گذشته و آینده‌اش را آمرزیده و او را از آتش جهنم مصون می‌دارد و بهشت را جایگاه او قرار داده و نیز شفاعت او را نیز در مورد گناهکاران از اهل توحید، می‌پذیرد حتی اگر به تعداد ریگ‌های بیابان باشد.[۲۸]
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: به راستی این ماه مانند ماههای دیگر نیست. چون به شما رو کند با رحمت و برکت آید و چون از شما دور شود با آمرزش گناهان برود. این ماهی است که حسنات در آن دو چندان است و اعمال خیر در آن مقبول است. هر که در این ماه برای خدا دو رکعت نماز نافله بخواند خدا او را بیامرزد. سپس فرمود: بدبخت و به حق بدبخت کسی است که این ماه را طی کند و گناهانش آمرزیده نشود. این جاست که زیانکار بوده در حالی که خوش کرداران به جوایز پروردگار کریم کامیاب گردند.[۲۹]
امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: روزه خواهش‌های نفسانی را می‌میراند (چرا که منبع همه فتنه‌ها و شرور، شکم است) و روزه موجبات حیات دل و پاکی اعضاء و جوارح است. (فایده دیگر) تعمیر ظاهر و باطن است و شکرگزاری بر نعمت‌های الهی است. احسان نمودن به فقراء، تضرع زیاد، خشوع و گریه و باعث فزونی التجاء به درگاه خداست که سبب شکستن شهوات و سبکی حساب و دو چندان شدن حسنات می‌شود و در روزه آن قدر فواید هست که قابل شمارش نیست و آن چه که بیان شد برای کسی است که صاحب عقل و درایت و توفیق عمل است کفایت می‌کند.[۳۰]
امام باقر (علیه‌السلام) فرمودند: ای جابر! کسی که در ماه رمضان داخل شود و روزهایش را روزه و شبهایش را به دعا و نیایش سپری نماید و نفس سرکش را از شهوات و زبانش را از محارم حفظ نماید و چشمش را از حرام ببندد و اذیتش را از مردم باز دارد از گناهان و معاصی خویش خارج می‌شود مثل روزی که از مادر متولد شده و هیچ گناهی ندارد. جابر گفت: فدایت شوم، چه حدیث زیبایی فرمودید: حضرت فرمود: و چه شرایط سخت و دشواری دارد.[۳۱]
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: چه بسا شب زنده داری که بهره‌اش از نماز شب فقط ایستادن و شب بیداری است و چه بسا روزه داری که بهره‌اش از روزه‌ داری، فقط عطش و تشنگی است.[۳۲]
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرموده‌اند: هر کس رمضان را روزه بگیرد و در آن از حرام و بهتان دوری کند خدا از او خشنود می‌شود و بهشت را بر او واجب می‌گرداند.[۳۳]
امام جعفر صادق (علیه‌السلام) فرموده‌اند: هر گاه روزه گرفتی پس باید گوش و چشم و موی تو روزه باشد. امام چیزهای دیگر نیز غیر از اینها بر شمرد و فرمود: نباید روزی که روزه هستی با روز افطارت یکی باشد.[۳۴]
گوش تواند که همه عمر وی    ***      نشنود آواز دف و چنگ و نی
دیده شکیبد ز تماشای باغ    ***       بی گل و نسرین به سر آرد دماغ
گر نبود بالش آکنده پَر خواب    ***       توان کرد حجر زیر سر
این شکم خیره سر پیچ پیچ    ***       صبر ندارد که بسازد به هیچ
از آنجایی که روزه، دانشگاه انسان سازی است لذا دانشجوی این دانشگاه هم باید از تعالیم و آداب واجد آن برخوردار بوده و بر اعضا و جوارح خود تسلط داشته باشد نه اینکه فقط معده‌اش روزه‌ دار بوده و بقیه اعضا و جوارحش مشغول پرده دری و گناه باشد.
درجات روزه‌داران
روزه داران به سبب درجاتی که روزه آنها از نظر تعالی دارد، به سه دسته تقسیم می‌شوند: روزه عوام، روزه خواص، روزه خواص الخواص.
روزه عوام، روزه ای است که فقط معده و فرج شخص در آن روزه بوده و فقط در سدد نخوردن و نیاشامیدن است.
روزه خواص، روزه ای است که روزه دار تمام اعضای خود را از حرام و گناه باز می‌دارد و مصداق حدیث امام باقر (علیه‌السلام) قرار می‌گیرد و به اجر روزه دار واقعی نائل می‌شود.
روزه خواص الخواص، روزه ای است که علاوه بر امساک همه جوارح بدن، شخص روزه دار از دل خویش هم در اشتغال به مسائل مادی و اخلاق رذیله و حتی فکر گناه محافظت می‌کند که افطار این روزه غفلت از یاد خدا است. در واقع همیشه مشغول ذکر خدا هستند و به مضمون آیه شریفه قل الله ثم ذرهم[۳۵] نائل می‌گردند.
افطار روزه عوام هنگام اذان مغرب، افطار روزه خواص هنگام مرگ و افطار روزه خواص الخواص هنگام جای گرفتن در رضوان و قرب خداست.
مثال
ماه رمضان ماه زمام داری انسان بر نفس است. مثال آن مانند اسب و سوارش می‌باشد. اگر افسار اسب را محکم نگه داریم ما را به هر جا که بخواهیم می‌برد و از ما اطاعت می‌نماید اما اگر افسار آن را رها کنیم ما را بر زمین خواهد زد. باید افسار آن را محکم در دست گرفت و نگذاشت که هر جا می‌خواهد برود. اگر چشمش به آب و غذا افتاد، به طرف آن نرود و آن کاری را که ما می‌خواهیم اطاعت کند. مثال دیگر اینکه اگر کسی بخواهد به آب زلال دستیابی پیدا کند باید یک چاه عمیق بکند، اما اگر یک چاه کم عمق و سطحی حفر کند، یا به آب نمی‌رسد و یا به آب کثیف و غیر زلال دست پیدا می‌کند.
داستان
امام حسن مجتبی (علیه‌السلام) در روز عید فطری از کنار جماعتی گذشت که مشغول شوخی و خنده بودند. [۳۶] حضرت ناراحت شد و به آنها فرمود: خدا ماه رمضان را میدان مسابقه بندگان خود قرار داده است. تعدادی گوی سبقت را می‌ربایند و پیروز می‌شوند و تعدادی از قافله عقب می‌مانند و روسیاه می‌گردند. عجب است در روزی که پیشی گیرندگان، پیروز شده‌اند و عقب ماندگان زیانکار گردیده‌اند، جمعی به شوخی و خنده مشغولند. به خدا قسم اگر پرده در افتد، امروز نیکوکار مشغول قسمت خود و عقب افتاده گرفتار بدیهای خود است و احدی فرصت شوخی و لهو و لعب را ندارد.[۳۷]
[افطار در مسجد] افطار در مسجد
وقتی امیر المؤمنین (علیه‌السلام) زمامدار مسلمین بود، بیت المال فراوانی در نزد حضرت وجود داشت. ایشان در مسجد کوفه مشغول به روزه و اعتکاف بودند. روزی مردی بیابان نشین وارد مسجد کوفه شد. نزدیک افطار بود و مرد اعرابی گرسنه‌اش بود. دید در گوشه‌ای از مسجد پیرمردی مشغول افطار است. آمد تا با او هم سفره شود. دید در سفره‌اش فقط شیشه‌ای قاووت (آرد جو) وجود دارد. پیرمرد به او تعارف کرد اما مرد اعرابی هر چه کرد نتوانست از آن بخورد. بلند شد و از مسجد بیرون آمد.
در کوچه‌ها می‌گشت و منتظر بود تا دری باز شود و او را بر سر سفره‌ای بخوانند تا اینکه به در خانه حضرت علی (علیه‌السلام) رسید. از آنها غذایی در خواست کرد. حسنین (علیهما السلام) هم او را داخل برده و غذای خوبی به او دادند وقتی که مرد سیر شد یاد پیر مرد افتاد و آنچه بر سر سفره او دیده بود برای آنها باز گفت و عرضه داشت که اگر ممکن است مقداری از این غذا را برای آن پیر مرد ببرد. در این حال حسنین (علیهما السلام) به گریه افتادند که؛ آن پیر مرد که تو دیدی پدر ما علی است.[۳۸]
داستان علماء پیرامون عبادت در ماه رمضان
امام خمینی (قدس سره)
یکی از همراهان امام در نجف اشرف اظهار داشت که؛
ایشان هر روز ده جزء از قرآن را در ماه رمضان می‌خواندند، یعنی هر سه روز یک دوره قرآن می‌خواندند. برادران خوشحال بودند که دو دوره قرآن را خوانده‌اند ولی بعد  می‌فهمیدند که امام ده یا یازده دوره قرآن را خوانده‌اند و فکر می‌کنم که حالا هم ایشان این برنامه را داشته باشند. فرزند امام می‌گفت: شبی در ماه رمضان من پشت بام خوابیده بودم. خانه ایشان یک خانه کوچک ۴۵ متری بود. بلند شدم دیدم که صدا می‌آید و متوجه شدم که آقاست که در تاریکی در حال نماز خواندن است و دستهایش را به طرف آسمان دراز کرده و گریه می‌کند. برنامه عبادی ایشان این بود که در ماه رمضان، شب تا صبح نماز و دعا می‌خواندند و بعد از نماز صبح و مقداری استراحت، صبح زود برای کارهایشان آماده بودند.[۳۹]
علامه طباطبایی (رحمه الله)
علامه در مراتب عرفان و سیر و سلوک معنوی مراحلی را پیموده بود. اهل ذکر و دعا و مناجات بود… شبهای ماه رمضان تا صبح بیدار بود، مقداری مطالعه می‌کرد و بقیه را به دعا و قرائت قرآن و نماز و اذکار مشغول بود.[۴۰]
میرزا محمد جعفر انصاری (رحمه الله)
این عالم جلیل القدر از بستگان مرحوم شیخ انصاری از مراجع نامدار خوزستان و حافظ قرآن مجید بوده است درباره وی نوشته‌اند: او با آن همه مشاغل درسی، عبادات موظفه خود را که از سن بلوغ مشغول بود ترک ننمود. او گذشته از نوافل شبانه روزی و قرائت یک جزء کلام الله و نماز حضرت جعفر طیار، هر روز زیارت جامعه و عاشورا را در یک جلسه، ایستاده به جا می‌آورد و هنگام عبادت توجه خاصی داشت. حافظه‌اش بسیار عجیب بود، قرآن مجید و تعقیبات و نمازها و دعاهای هر ماه، هر روز و هر شب ماه مبارک رمضان و… را از حفظ داشت.[۴۱]
سخن آخر
طلب مغفرت
در روایت امام صادق (علیه‌السلام) آمده است که حضرت سجاد (علیه‌السلام) اشتباهات غلامان خود را در طول ماه رمضان با ذکر تاریخ و مورد آن یادداشت می‌کردند سپس آخر ماه رمضان، آنها را جمع کرده و از آنها اقرار می‌گرفتند و می‌فرمودند که آنچه را من می‌گویم تکرار کنید؛ ای علی بن حسین! همان طوری که ما غلام و بنده تو هستیم و تو اشتباهات ما را ثبت کرده‌ای، خدا هم کارهای تو را ثبت کرده است. اینک ما را عفو کن و ببخش چنانچه تو امیدواری خدا از گناهان تو بگذرد. بیاد آر آن روزی که با خفت و خواری در پیشگاه عدل الهی می‌ایستی، آن خدائی که به اندازه خردلی ستم روا نمی‌دارد، همان مقدار کم را هم در قیامت به حساب می‌‌آورد، از ما در گذر که خدا از تو در گذرد که در قرآن آمده:
ولیعفوا ولیصفحوا الا تحبون ان یغفر الله لکم[۴۲]
پس عفو کنید و چشم پوشی کنید آیا نمی‌خواهید خدا شما را ببخشد.
حضرت سخنان خود را به غلامان تلقین می‌کرد و آنان تکرار می‌کردند و با نوای جانسوز اشک می‌ریخت و می‌گفت: پروردگارا! تو دستور گذشت به ما داده‌ای از ما نیز در گذر! خدایا! تو به عفو و گذشت از ما شایسته‌تری! به ما گفته‌ای که سائل را از در خانه خود محروم و نا امید بر مگردانید. اینک به امید بخشایش، در خانه‌ات آمده‌ایم. از تو می‌خواهیم بر ما کرم فرمایی. پروردگارا! بر بنده خود منت گذار و نا امیدم مکن و مرا جزو کسانی قرار ده که از عطایای تو بهره‌مند گشته‌اند. آن‌گاه به غلامان خود رو کرده و می‌فرمودند: من از شما گذشتم آیا شما هم مرا بخشیدید و از کوتاهی و قصوری که نسبت به شما کرده‌ام گذشتید؟ اگر من مالک ستمگر شما بوده‌ام، خود هم تحت قدرت مالکی دادگر هستم. غلامان عرض می‌کردند: آقا! با اینکه هرگز به ما بدی نکرده‌اید شما را بخشیدیم. سپس حضرت می‌فرمود:
بگویید اللهم عف عن علی بن الحسین کما عفی عنا فاعتقه من النار کما اعتق رقابنا من الرق؛ بار خدایا! از علی بن الحسین بگذر، چنانچه او از ما گذشت و او را از آتش جهنم آزاد کن همان طوری که ما را از بندگی خود آزاد کرد. سپس حضرت، خود می‌گریست او در آخر گفتار آنها آمین می‌گفت و می‌فرمود: شما را آزاد کردم به امید اینکه خداوند هم مرا ببخشد و آنها را آزاد می‌ساخت و هر ساله حدود بیست نفر از آنان را در عید فطر آزاد می‌فرمودند[۴۳]
توسل
این قدر حضرت کریم بودند و بخشش داشتند. اما یک روزی آمد که راوی می‌گوید: دیدم حضرت را سوار بر شتر برهنه کرده‌اند و پاهای حضرت را با زنجیر از زیر شکم شتر به هم بسته‌اند و دست و پای حضرت در غل جامعه است. جلوتر رفتم، دیدم که تعدادی سر را بالای نیزه‌‌ها کرده‌اند. گفتم: این سرها که بالای نیزه‌هاست سر کی هست؟ گفتند: اینها سر یک تعداد خارجی است! گفتم: رهبر این خارجی‌ها که بوده؟ جواب دادند: حسین بن علی پسر رسول خدا. تا این حرف را شنیدم شروع کردم به گریه کردن.
امام سجاد (علیه‌السلام) مرا دید و فرمود: تو کی هستی که گریه می‌کنی در حالی که همه مردم شادند؟
عرضه داشتم: آقا جان! من شما را می‌شناسم کاش به این شهر نیامده بودم و این منظره را نمی‌دیدم. آقا فرمودند: حالا که آشنا هستی به این نیزه دارها بگو تا این سرها را جلوتر ببرند که مردم به بهانه دیدن سرها چشمشان به زنان حرم نیفتد.[۴۴] (ای حسین!…)
ای سرت چون ماه سرگردان به روی نیزه‌‌ها    ***     از غمت خون عقده بسته بر گلوی نیزه‌ها
یادمان نمی‌رود آن لحظه‌ای را که اسب بی صاحب به خیمه‌ها برگشت. اهل حرم بیرون دویدند یکی گفت: ذوالجناح بابایم کجاست؟ یکی گفت: ذوالجناح چرا بابایم را نیاوردی؟ یکی دیگر گفت: ذوالجناح وقتی بابایم به میدان می‌رفت تشنه بود بگو بدانم آیا پدرم را آب دادند و یا لب تشنه کشتند؟.[۴۵]
خاطرات کربلا از پیش چشمانم گذشت    ***     تا بر آمد صوت قرآنت ز روی نیزه‌ها
آمدی با سر به دیدارم که برگردد حسین    ***     دیده مردم ز محمل‌ها به سوی نیزه‌ها
من فدای حنجر خشکت که نوشیده‌ ست آب    ***     گه زجام تیغها یا از سبوی نیزه‌ها
فضیلت شب قدر
اللهم ارزقنی فیه فضل لیله القدر و صیّر اموری فیه من العسر الی الیسر و اقبل معاذیری و حط عنی الذنب و الوزر یا رئوفا بعباده الصالحین
بار خدایا فضل شب قدر را در این روز۲۰ من روزی کن و کارهایم را از سختی به آسانی وا گردان و عذرم را بپذیر و گناهانم را بریز ای مهربان به بندگان نیکوکار.
شب قدر شبی است که در آن قرآن به پیامبر عظیم الشأن اسلام نازل شده است و فضیلت عبادت در این شب از تمام شبها بیشتر است. در این شب مقدرات یک سال انسان معین می‌گردد. از با فضیلت‌ترین اعمال در چنین شبی احیاء می‌باشد که به معنای پاس داشتن یک شب تا صبح است. پس جا دارد که در چنین شبی انسان از اعمال خود استغفار نماید چرا که شب توبه است و خداوند در آن شب بندگانش را مورد اکرام خاص خود قرار می‌دهد.
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند    ***     و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی    ***     آن شب قدر که این تازه براتم دادند
هاتف آن روز به من مژده این دولت داد    ***     که بدان جور و جفا صبر و ثیابم دادند
همت حافظ و انفاس سحر خیزان بود    ***     که زبند غم ایام نجاتم دادند
آیات
انا انزلناه فی لیله القدر* و ما ادریک ما لیله القدر* لیله القدر خیر من الف شهر* تنزل الملائکه و روح فیها باذن ربهم من کل امر* سلام هی حتی مطلع الفجر
ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم. و از شب قدر چه آگاهت کرد. شب قدر از هزار ماه ارجمندتر است. در آن شب فرشتگان با روح به فرمان پروردگارشان برای هر کاری که مقرر شده است فرود می‌آیند. آن شب تا دم صبح صلح و سلام است.
شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن هدی للناس و بینات من الهدی و الفرقان[۴۶]
ماه رمضانی که قرآن را در آن فرو فرستادیم کتابی که مردم را راهبر و متضمن دلائل آشکار هدایت و میزان تشخیص حق از باطل است.
انا انزلناه فی لیله مبارکه انا کنا منذرین* فیها یفرق کل امر حکیم[۴۷]
ما قرآن را در شبی فرخنده نازل کردیم زیرا که هشدار دهنده بودیم پس در آن شب هر کاری محکم و استوار می‌شود.
روایات
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرموده‌اند: ماه رمضان فرا رسیده ماهی با برکت که خدا روزه‌اش را بر شما واجب گردانید. درهای بهشت در این ماه باز می‌شود و شیاطین در غل و زنجیرند در این ماه شب قدر است که فضیلت آن از هزار ماه بیشتر است. در حقیقت محروم کسی است که از برکات آن شب محروم باشد.[۴۸]
امام رضا (علیه‌السلام) فرموده‌اند: ماه رمضان ماهی است که در آن قرآن نازل گشته است و در این ماه به پیامبر (صلی الله علیه و آله) وحی شده و در آن شب قدر است. شبی که از هزار ماه بالاتر است. در آن شب هر کاری محکم و برقرار می‌شود و مسائلی که در آن سالها از نیکی و بدی، سود و زیان، زندگی و مرگ وجود دارد رقم زده می‌شود و به همین جهت است که قدر نامیده شده است.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرموده‌اند: پس هنگامی که شب آخر ماه رمضان به پایان رسید خدا همه بندگانش را می‌بخشد مردی پرسید: آیا در شب قدر ای رسول خدا؟ حضرت فرمود: آیا ندیده‌ای که هر گاه کار کارگر تمام شد مزدش را می‌دهند.[۴۹]
محمد بن مسلم از امام باقر (علیه‌السلام) از شب قدر سؤال می‌کند حضرت می‌فرماید: علامت شب قدر این است که بوی خوش از آن پخش می‌شود. اگر در سرمای زمستان باشد گرم و ملایم و اگر در گرمای تابستان باشد خنک و معتدل و نیکو خواهد بود.[۵۰]
امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: شب قدر در هر سالی هست و روز آن مانند شبش نیکوست.[۵۱]
از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) سؤال شد که اگر شب قدر را درک کردیم از خدا چه بخواهیم؟ فرمود: سلامتی بخواهید.[۵۲]
موسی (علی نبینا و آله و علیه السلام) به خدا عرض کرد: خدایا می‌خواهم به تو نزدیک شوم فرمود: قرب من برای کسی است شب قدر بیدار باشد هست گفت: خدایا! رحمتت را می‌خواهم فرمود: رحمتم از آن کسی است که در شب قدر به مسکینان رحمت کند. گفت: خدایا! جواز گذشتن از پل صراط را می‌خواهم فرمود: آن از آن کسی است که در شب قدر صدقه‌ای بدهد. گفت: خدایا! از درختان و میوه‌های بهشتی می‌خواهم. فرمود: آنها برای کسی است که در شب قدر مرا به پاکی و تنزیه یاد کند. گفت: خدایا! رهائی از آتش جهنم را می‌خواهم. فرمود: آن برای کسی است که از گناهانش در شب قدر استغفار کند. گفت: خدایا! خشنودی تو را می‌خواهم فرمود: خشنودی من از آن کسی است که در شب قدر دو رکعت نماز بخواند.[۵۳]
مثال
در شب قدر پروردگار متعال می‌خواهد با اجبار بندگانش را داخل بهشت کند. این از فضیلت شب قدر و گناه بخشی و رحمت شایان و بی دریغ خدا در این شب مشخص می‌شود. خدا می‌گوید هر کس بیاید او را قبول می‌کنم هر چند که خود بنده نخواهد اما به صرف یک عمل کوچک و چند ساعتی شب زنده داری، مقدرات یک سال او را معین می‌نماید. درست مانند بچه‌ای که می‌خواهند به او واکسن بزنند. شاید بچه از آن خوشش نیاید و حتی بترسد اما مهم سلامتی اوست حتی اگر گریه هم بکند به او واکسن می‌زنند و هیچ کس از او نمی‌پرسد که آیا دوست داری به تو واکسن بزنیم یا نه. چون عقل بچه نمی‌رسد و باید چیزی را که برایش مفید است به روز به او تحمیل کنند.
داستان
[امید به رحمت در شب قدر] امید به رحمت در شب قدر
عبد الله نیشابوری می‌گوید: بین من و حمید بن قحبطه رفاقتی بود. در ماه رمضان روزی از نیشابور به طوس رفتم. حمید بن قحبطه که حاکم طوس بود از آمدن من با اطلاع شد وشبی از شبهای آخر ماه رمضان، مرا به خانه خود دعوت نمود. قبل از افطار به خانه او رفتم. وقتی که وارد شدم دیدم برای پذیرائی از من سفره‌ای انداخت و غذائی آماده کرد من تعجب کردم. حمید به من غذا تعارف کرد و من به او گفتم: من نه مریض هستم، نه مسافر و نه علیل و بی جهت روزه خود را باز نمی‌کنم. از او پرسیدم چرا او روزه نمی‌گیرد. امیر شروع به گریه نمود. من تعجب کردم و علت گریه او را پرسیدم. او گفت:
وقتی که هارون الرشید در طوس بود، شبی مرا طلبید. نزد او رفتم و دیدم که خشمگین ایستاده و شمشیر برهنه‌ای در دست اوست. به من گفت: اطاعت تو از من چقدر است؟ جواب دادم: با نفس و مال از تو حمایت می‌کنم. آن گاه مرا مرخص نمود. هنوز بیرون نرفته بودم که مجددا مرا خواست و با همان حالت بلکه خشمگین‌تر همان سؤال را از من پرسید. من گفتم: من با جان و مال و اهل و اولاد از تو اطاعت می‌کنم. سپس اذان مراجعت به من داد. وقتی که به منزل خود رسیدم غلامش را دنبالم فرستاد و گفت: خلیفه تورا فراخوانده است. برای بار سوم به دربار رفتم و او باز همان سؤال را از من کرد. من برای رضای خاطر و اطمینان او گفتم: من با جان و مال و فرزندان و دینم از تو حمایت می‌کنم. این را که گفتم خندید و به من گفت: این شمشیر را بگیر و هر جا که این غلام رفت برو و هر چه به تو امر کرد، امر من است.
غلام مرا با خود به زندان برد که در یکی از سیاه چالهای مخوف آن بیست نفر از سادات علوی زندانی بودند. از موهای بلند آنان معلوم بود که مدت زیادی است که زندان هستند. غلام رو به من کرد و گفت: فرمان امیرالمؤمنین این است که این بیست نفر را گردن بزنی. من هم اطاعت کردم و آنها را یک به یک گردن زدم سپس بدن آنها را در میان چاهی انداخت. سپس به سیاه چالی دیگر رفتیم که در آنجا نیز بیست نفر از سادات بنی الزهرا زندانی بودند که همگی لاغر و نحیف شده بودند. غلام به من رو کرد و گفت: دستور خلیفه این است که اینها را هم گردن بزنی. اطاعت کردم و آنها را نیز گردن زدم و غلام دوباره بدنهای آنها را به چاه انداخت.
بعد به سیاه چال تاریک دیگری رفتیم که در آن نیز بیست زندانی از سادات وجود داشت و مأمور شدم که آنها را نیز بکشم. اما نفر آخر پیرمردی بود که بدن لاغر و موهای بلندی داشت وقتی خواستم او را بکشم به من گفت: مرگ بر تو ای رو سیاه! فردای قیامت جواب جدم علی و مادرم فاطمه را چه خواهی داد؟ بدنم لرزید اما بالاخره او را هم کشتم و غلام بدنش را به چاه انداخت. حالا تو بگو دیگر نماز و روزه و شب زنده داری به درد من می‌خورد؟.[۵۴]
داستان علماء پیرامون شب قدر
حاج محمد ابراهیم کلباسی (رحمه الله)
آورده‌‌اند که حاج محمد ابراهیم کلباسی که از معاصران میرزای قمی و سید شفتی و از شاگردان بحر العلوم و… است شب قدر را با عبادت ادراک می‌کرد. زیرا مدت یک سال هر شب را تا صبح عبادت می‌کرد و معلوم است که شب قدر از شبهای سال بیرون نیست.[۵۵]
آقا سید علی صاحب ریاض (رحمه الله)
صاحب ریاض در راه علم محنت بسیار کشید. مشهور است که آن جناب علم را به گریه و زاری و مناجات از درگاه باری تعالی تحصیل نموده زیرا ظاهرا مدت تحصیلش آن قدر نبود که بتوان به این مرتبه بلند رسید و می‌گویند وی شبهای جمعه را تا صبح احیاء می‌کرد و به عبادت خداوند متعال مشغول بود.[۵۶]
ملا محمد تقی برغانی (رحمه الله)
در این احوال ایشان چنین نوشته‌اند: عبادت آن جناب چنان بود که همیشه از نصف شب تا طلوع صبح صادق به مسجد خود می‌رفت و به مناجات و ادعیه و تضرع و زاری و تهجد اشتغال داشت و مناجات خمس عشره را از حفظ می‌خواند و بر این روش و شیوه پسندیده استمرار داشت تا همان شب که شربت شهادت نوشید. مکرر در فصل زمستان دیده می‌شد که در پشت بام مسجد خود در حالی که برف به شدت می‌بارید در نیمه شب پوستین بر دوش و عمامه‌ای بر سر داشت و مشغول تضرع و مناجات بود و با حالت ایستاده و دستها را به سوی آسمان بلند کرده تا اینکه برف سراسر قامت مبارکش را از سر تا پا سفید پوش می‌کرد.[۵۷]
آقا سید صدر الدین عاملی اصفهانی (رحمه الله)
مرحوم شیخ عباس قمی در شرح حال این عالم بزرگوار می‌نویسد: … این سید جلیل، بکاء و کثیر المناجات بود. نقل شده که شبی از شبهای ماه رمضان داخل حرم امیرالمؤمین (علیه‌السلام) شد. بعد از زیارت، نشست پشت سر مقدس و شروع کرد به خواندن دعای ابوحمزه ثمالی همین که شروع کرد به کلمه الهی لا تؤدبنی بعقوبتک گریه او را فرا گرفت و پیوسته این کلمه را مکرر کرد و گریه کرد تا غش کرد و او را از حرم مطهر بیرون آوردند.[۵۸]
علامه طباطبایی (رحمه الله)
علامه طباطبایی در علائم شب قدر می‌گوید: روایات در معنی و خصایص و فضائل شب قدر بسیار است. در بعضی از آن روایات علامت‌هائی برای شب قدر ذکر کرده‌اند از قبیل اینکه شب قدر، صبح آن شب آفتاب بدون شعاع طلوع می‌کند و هوای آن روز معتدل است.[۵۹]
سخن آخر
یاد امام حسین (علیه‌السلام)
روزی شخصی خدمت یکی از حضرات معصومین (علیه‌السلام) سخن از شبهای مبارک رمضان و لیالی قدر به میان می‌آورد و از فضیلت آن از حضرت سؤال می‌کند. حضرت شروع به شمردن خصایص و فضایل شب قدر می‌نماید. شخصی در مجلس حضور داشت و با شنیدن آن آه حسرتی کشید که چرا شب قدر را به غفلت گذرانیده است و گفت: آه! وا غفلتاه! آن شب را در غفلت به سر بردم و عبادتی ننمودم. حضرت به او رو کرد و فرمود: پاداش تو از همه آن کسانی که دیشب (شب قدر) را تا صبح بیدار بودند و عبادت کردند بیشتر است. زیرا در آن شب تو آب نوشیدی و یاد از لب تشنه ابا عبدالله کردی و گفتی: سلام بر حسین و لعنت بر قاتلان او. همین مسأله سبب شد که بهترین عبادت را در نامه عملت بنویسند.[۶۰]
یکی از اعمال با فضیلت امشب ـ بیست و هفتم ماه رمضان ـ و شبهای قدر، زیارت ابی عبد الله است. یعنی خدا در گرامی‌ ترین شب سراغ گرامی ترین فرد هستی رفته. زیارت امام حسین (علیه‌السلام) یعنی مهر قبولی همه طاعات و عبادات. زیارت امام حسین (علیه‌السلام) یعنی درک فضیلت شب قدری که از هزار شب بالاتر است. امشب یک سر برویم کربلا. اما از کجایش بگوئیم.
دلم مرغ لب بام تو باشد    ***     وجودم تشنه جام تو باشد
سرو جانم فدای قاصدی باد    ***     که در لبهایش پیغام تو باشد
در این عالم به هر کس هر چه دادند    ***     همه از رحمت عام تو باشد
تو حرف او بودی چنان کن    ***     که حرف آخر نام تو باشد
همه عالم بود کرب و بلایت    ***     همه ایام ایام تو باشد
عدو لب تشنه‌ات کشت و ندادت    ***     که دریا تشنه کام تو باشد
آی قربان غریبی‌ات بشوم آقا که لحظه آخر هر چه گفتی: حالا که می‌خواهید مرا بکشید، حداقل یک مقدار آب به من بدهید، جواب دادند: والله رهایت نمی‌کنیم تا بین دو نهر آب با لب تشنه سر از بدنت جدا کنیم.
بودند دیو و دد همه سیراب و می‌مکید خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا
آخر این آب مهریه مادر من فاطمه است. نانجیب خنجر کشید و آمد روی بوسه گاه نبی نشست، یک وقت صدای ناله عمه سادات بلند شد: وا حسیناه! ای عمر سعد خدا لعنتت کند چه نشستی دارند حسینم را می‌کشند.
او می‌کشید و من می‌کشیدم     ***    او می‌برید و من می‌بریدم
او خنجر از کین من آه از دل    ***    او از حسین سر و من از حسین دل
ولایت کلید قبولی
در روایات زیادی به این مسأله اذعان شده است که ولایت اهل بیت کلید پذیرش و قبولی طاعات و عبادات مؤمنین است و عباداتی که خالی از ولایت پذیری باشد هیچ ارزشی ندارد و خالی از محتوای معنوی می‌باشد. هر کس رهبری و ولایت این چهارده نور واحد را پذیرفت عبادت او در اعلی مرتبه توحید و یکتاپرستی درج گردید و الا عملی بی روح و پوچ خواهد بود.
نماز بی ولایت بی نمازی است    ***     عبادت نیست نوعی حقه بازی است
مؤمن باید قلبش آکنده از ولایت و دوستی این خاندان و عاری از محبت دشمنان آنها بوده و در یک کلمه آکنده از تولی و تبری بوده باشد. چه بسا بسیاری بوده‌اند که به سبب عدم ولایت پذیری سقوط کرده و نابود شده‌اند. انسان‌هائی که حتی از عباد و زهاد روزگار خویش نیز به شمار می‌رفته‌اند. امشب نیز که شب آخر ماه مبارک رمضان است این سی روز روزه را با دوستی اهل بیت و بغض دشمنان آنان به درب خانه خدا عرضه کنیم و بگوئیم:
از رهگذر خاک سر کوی شما بود    ***     هر نافه که در دست نسیم چمن افتاد
آیات
اطیعو الله و اطیعو الرسول و اولی الامر منکم[۶۱]
از خدا و رسول و کسانی که سرپرست شما را هستند پیروی کنید.
انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلوه و یؤتون الزکوه و هم الراکعون[۶۲]
سرپرست شما خدا و رسولش و کسانی هستند که نماز بر پا می‌دارند و در حالی که در رکوعند زکات می‌دهند.
والمؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض[۶۳]
بعضی از مؤمنان و مؤمنات سرپرست دیگران هستند.
روایات درباره ولایت
امام رضا (علیه‌السلام) فرموده‌اند: نظر بر ذریه ما عبادت است گفتند: منظور ائمه طاهرین هستند؟ فرمود: خیر بلکه به همه افراد منسوب به نبی به شرطی که مؤمن بوده و از صراط مستقیم خارج نشده و دامن تمیز خودشان را به گناهان آلوده نکرده باشند.[۶۴]
امام سجاد (علیه‌السلام) فرموده‌اند: ای ابا خالد! هر که در عصر غیبت امام زمان (عج) زندگی کند و به امامت ایشان معتقد بوده و در انتظارش باشد از بهترین مردم خواهد بود که خداوند به آنها درکی بزرگ و استعدادی سرشار و شناختی عظیم عطا فرموده است که در عین غیبت امام‌شان و ظاهر نبودن حجت برای آنان به منزله مشاهده و حضور است و به وظائف زمان غیبت کوشا هستند. پروردگار متعال این گروه را همانند سلحشوران با ایمان عصر رسول الله (صلی الله علیه و آله) قرار داده که شمشیر به دوش در خدمت حضرت بودند آنان بندگان خاص خداوند و شیعیان حقیقی هستند که در آشکار و نهان داعی الی الله می‌باشند هر که انتظار فرج آل محمد را داشته باشد بهترین انتظار است.[۶۵]
در یک حدیث طولانی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به حضرت فاطمه (علیها السلام) فرمود که روز قیامت جبرئیل از طرف پروردگار می‌گوید: ای فاطمه! حاجت خود را از من بخواه پس تو (ای فاطمه!) می‌گوئی: پروردگارا! شیعیانم. آن گاه خدای عزوجل می‌فرماید: همه آنها را بخشیدم. باز می‌گوئی: خدایا! شیعیان فرزندانم. سپس خدا می‌فرماید: همه آنها را نیز بخشیدم. باز می‌گوئی: پروردگارا! دوستان شیعیانم. خداوند می‌فرماید: فاطمه! روانه بهشت شو، هر که به تو ولایت داشته باشد با تو در بهشت خواهد بود.[۶۶]
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرموده‌اند: هر کس بر محبت آل محمد بمیرد شهید است. بدانید که هر کس بر محبت آل محمد بمیرد گناهانش بخشیده می‌شود بدانید هر کس بر محبت آل محمد بمیرد در حال توبه مرده است بدانید هر کس بر محبت آل محمد بمیرد مؤمن با ایمان کامل مرده است بدانید که هر کس با محبت آل محمد بمیرد ملک الموت و نکیر و منکر او را به بهشت بشارت خواهند داد بدانید هر کس بر محبت آل محمد بمیرد خدا از قبرش دری به بهشت می‌گشاید بدانید هر کس بر محبت آل محمد بمیرد بر شیوه پیامبر و جماعت مسلمانان مرده است و هر کس با بغض آل محمد بمیرد در روز قیامت حاضر می‌شود در حالی که بر پیشانی او نوشته شده است این کسی است که از رحمت خدا مأیوس است و رحمت خدا به او نمی‌رسد و بدانید هر کس که بر بغض آل محمد بمیرد کافر مرده و هر کس بر بغض آل محمد بمیرد هرگز بوی بهشت را هم استشمام نمی‌کند.
امام سجاد (علیه‌السلام) فرموده‌اند: سوگند به کسی که محمد را به راستی در حالی که مژده دهنده و بیم دهنده است مبعوث گردانیده که خوبان ما خاندان پیامبر و پیروان شان به منزله موسی و پیروانش خواهد بود و دشمنان ما و پیروان آنها به منزله فرعون و پیروانش خواهد بود.[۶۷]
امام کاظم (علیه‌السلام) فرموده‌اند: اسلام بر پنج چیز استوار است؛ ولایت، نماز، زکات، روزه ماه رمضان و حج.[۶۸]
امیر المؤمنین (علیه‌السلام) فرموده‌اند: حدود واجباتی که خداوند آنها را بر بندگانش واجب کرده است، پنج تای آنها از بزرگترین فرایض هستند: نماز، زکات، حج، روزه، و ولایت که نگاهدارنده و پاسدار این چهار فریضه است.[۶۹]
ابن ابی نجران می‌گوید از امام رضا (علیه‌السلام) شنیدم که می‌گفت شیعیان ما کسانی هستند که بپا می‌دارند نماز را و زکات می‌دهند و به بیت الله الحرام می‌روند (حج می‌کنند) و ماه رمضان روزه می‌گیرند و اهل بیت را دوست دارند.[۷۰]
داستان
شیعه علی (علیه‌السلام)
روزی پیامبر (صلی الله علیه و آله) در حال سرور و شادمانی در خانه علی (علیه‌السلام) وارد شد و سلام کرد حضرت عرض نمود: یا رسول الله! هرگز شما را به این شادی و خوشحالی ندیده بودم. فرمود: یا علی! بشارت باد بر تو! که الان جبرئیل بر من نازل شد و گفت خداوند به تو سلام می‌رساند و می‌فرماید که علی را بشارت ده که شیعیان او را چه عاصی و چه مطیع اهل بهشت می‌گردانم.
علی (علیه‌السلام) با شنیدن این سخن به سجده افتاد و سپس دست‌هایش را به طرف آسمان بلند کرد و گفت: خدا را شاهد می‌گیرم که نصف حسناتم را به شیعیانم بخشیدم. سپس حسنین (علیهما السلام) نیز همین سخن را گفتند. بعد پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: شما کریم‌تر از من نیستید من تمام حسناتم را به شیعیانم و محبین علی بخشیدم.[۷۱]
ثمره دوستی
حسین بن عون می‌گوید: سید حمیری شاعر اهل بیت در بستر مرگ افتاده بود و من به جهت عیادت به خانه او رفتم. دیدم که حال او بسیار نامساعد است و عده‌ای از همسایه‌های او که ولایت علی را قبول نداشتند و طرفدار عثمان بودند اطراف او را فرا گرفته‌اند. ناگهان حال سید بدتر می‌شود و صورتش چون شب سیاه می‌گردد. شیعیان حاضر ناراحت شدند وناصبی‌ها شروع به شماتت و سرزنش شیعیان کردند. بعد از مدتی چهره سید به سفیدی گرائید و نوری از چهره او نمایان شد. او نیز اشعاری با این مضمون خواند:
ـ دروغ گفت کسی که گمان کرد علی محبین‌اش را از سختیها نجات نمی‌دهد.
ـ به خدا قسم داخل بهشت شدم و خدا مرا آمرزید.
ـ بشارت باد بر شما ای دوستان علی! از علی تا هنگام مرگ دست بر ندارید.
ـ از بعد او اولادش را یکی پس از دیگری دوست بدارید که دارای صفات علی هستند.
پس از خواندن این اشعار شهادتین را بر زبان جاری نمود و کم کم چشمانش را فرو بست و از دنیا رفت.[۷۲]
ولایت اهل بیت
مردی روز خدمت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) رسید و پرسید: کمترین چیزی که انسان در پرتو آن جزو مؤمنان خواهد شد چیست و کمترین چیزی که با آن جزو کافران می‌شود کدام است؟ حضرت جواب داد: کمترین چیزی که انسان به سبب آن در زمره گناهان در می‌آید این است که ولایت ما را نپذیرد آن مرد گفت: یا امیرالمؤمنین! منظورت از ما چه کسانی است؟ حضرت فرمود: همان‌هائی که خداوند اطاعت‌شان را در ردیف خود و پیامبر خود قرار داده است و فرموده:
یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعو الرسول و اولی الامر منکم آن مرد پرسید: فدایت شوم! برایم روشن‌تر بیان کن حضرت فرمود: آنانی که رسول خدا در موارد مختلف و در خطبه روز آخرش آنها را یاد کرد و فرمود: من در میان شما دو چیز با ارزش را به یادگار می‌گذارم. اگر دست به دامن آنها بزنید هرگز بعد از من گمراه نخواهید شد؛ کتاب خدا و خاندانم که از هم جدا نخواهند شد تا بر حوض کوثر بر من وارد شوند.[۷۳]
سبب شادی شیطان
جابر بن عبد الله انصاری می‌گوید: به حضرت باقر (علیه‌السلام) عرض کردم: فدایت شوم برای من حدیثی در فضیلت جده‌ات فاطمه زهرا بفرمائید تا هنگامی که برای شیعیان آن را بیان کنم خوشحال گردند.
حضرت فرمود: پدرم از رسول خدا نقل کرد که در روز قیامت برای انبیا منبرهائی از نور برپا می‌شود که منبر من از همه بلندتر است پس خدای متعال به من می‌فرماید: خطبه‌ای بخوان! و من خطبه‌ای می‌خوانم که هیچ یک از پیامبران آن را نشنیده‌اند. سپس برای اوصیا منابری مهیا می‌شود منبر علی (علیه‌السلام) از همه بلندتر است و او نیز خطبه‌ای می‌خواند. بعد از آن برای فرزندان انبیا و اوصیا منابری برپا می‌شود که منبر حسنین از همه بلندتر است و به آنها گفته می‌شود که خطبه‌ای بخوانند و آنها نیز خطبه‌ای می‌خوانند که هیچ یک از فرزندان انبیا و اوصیا نشنیده‌اند سپس جبرئیل ندا می‌دهد که فاطمه کجاست؟ سپس فاطمه‌ام بر می‌خیزد
خطاب می‌رسد: ای اهل محشر! امروز از آن کیست؟ من، علی و حسنین جواب می‌دهیم: ای خداوند قهار از آن توست. خطاب می‌رسد: امروز را روز محمد، علی و فاطمه و حسنین قرار دادم. سپس منادی ندا می‌دهد: ای اهل محشر سرها را پایین اندازید و چشم‌ها ببندید که فاطمه می‌خواهد به بهشت رود. آن گاه ناقه‌ای از ناقه‌های بهشتی می‌آورند که زینت شده است و در هر طرف از آن صد هزار فرشته با بالهای خود فاطمه را سوار بر ناقه نموده و بر در بهشت می‌رسانند اما فاطمه داخل بهشت نمی‌شود خطاب می‌رسد: ای دخت حبیب من! چرا وارد نمی‌شوی بهشت خود را برای تو آراسته، عرض می‌کند: می‌خواهم در این روز اجر خود را در محضر تو بدانم. خداوند می‌فرماید: اجر تو آن قدر است که هر کس ذره‌ای از محبت تو و فرزندانت در دلش باشد با تو وارد بهشت شود. آن گاه امام باقر (علیه‌السلام) فرمود: والله ای جابر! در آن روز فاطمه شیعیان دوستانش را بر می‌گزیند و مانند پرنده‌ای که دانه خوب را از بد جدا می‌نماید و با محبین خود وارد بهشت می‌شود. خدای متعال در قلب محبین چنین می‌اندازد که کمی صبر کنند آن گاه خطاب می‌رسد: چرا توقف نمودید و حال آن که فاطمه شفاعت شما را نموده است پاسخ می‌دهند که پروردگارا دوست داریم که در این روز اجرمان را بدانیم. خدای تعالی می‌فرماید: ای دوستان من ببینید چه کسانی شما را به خاطر فاطمه در دنیا دوست داشته و به خاطر او به شما غذا داده و سیراب‌تان نموده دست او را بگیرید و همراه خود داخل بهشت برید.[۷۴]
داستان علماء
سید مرتضی کشمیری (رحمه الله)
سید جلیل آقا سید نقی کشمیری فرزند صاحب کرامات باهره، حاج مرتضی کشمیری فرمود که آقا سید عباس لاری می‌فرماید:
در اوقات تحصیل علوم دینیه در نجف اشرف روزی در ماه مبارک رمضان طرف عصر افطاری تهیه کرده و در حجره گذاشتم و درب حجره را قفل کرده و رفتم که پس از نماز مغرب و عشا بیایم تا آنکه نماز را خوانده و به مدرسه آمدم. خواستم درب حجره را باز کنم دیدم کلید در جیبم نیست هر چه تفحص کردم کلید را پیدا نکردم و به واسطه شدت گرسنگی و نیافتن کلید سخت ناراحت بودم. از مدرسه بیرون آمدم و متحیرانه در مسیر خود تا حرم مطهر می‌رفتم و به زمین نگاه می‌کردم ناگاه مرحوم سید مرتضی کشمیری را دیدم از علت ناراحتی‌ام پرسید. مطلب را عرض کردم سپس با من به مدرسه آمد و فرمود: می‌گویند نام مادر موسی (علی نبینا و آله و علیه السلام) را اگر کسی بداند و به قفل بسته بخواند آن قفل باز می‌شود آیا جده ما فاطمه زهرا (علیها السلام) کمتر از اوست؟ پس دست بر قفل نهاد و ندا کرد: یا فاطمه! و قفل باز شد.[۷۵]
روضه
فاطمه جان! ماه رمضان تمام شد. امشب آمده‌ایم در خانه شما عرضه بداریم: خانم! شما که همه گره‌های بسته و مشکلات را باز می‌کنید آمده‌ایم گره از کار ما هم بگشایید. سی روز در خانه خدا آمده‌ایم و حالا می‌خواهیم عبادت این یک ماه را خدمت شما عرضه کنیم تا پای پرونده رمضان امسال ما را امضا نمایید، آخر رسم است که شب آخر هر دهگی در خانه شما می‌آیند و می‌گویند:
ما مزد عزاداری ازفاطمه می‌خواهیم
اما ما امشب آمده‌ایم بگوییم که ما از شما مزد نمی‌خواهیم همین که به ما توفیق دادید هر شب بعد از یک روز روزه‌ داری اینجا گرد هم جمع شویم و ذکر شما را به میان آوریم برای ما بس است.
شما مزد ما را قبلا داده‌اید که محبت خود و فرزندان‌تان را در دل ما انداخته‌اید، اما باید یک قولی به ما بدهید آن هم اینکه آن لحظه‌ای که سرها و چشم‌ها، همه از هیبت شما پایین است و ندا می‌دهند که: فاطمه! محبین‌ات را داخل بهشت کن دست ما را هم بگیرید و با خود ببرید آخر ما یک عمر است که اسم شما را می‌بریم و به سینه می‌زنیم، یک عمری است که با شما بوده‌ایم.
اگر شیعه واقعی شما نبوده‌ایم محب شما بوده‌ایم. آروزی‌مان هست که در دنیا با شما باشیم در آخرت هم با شما باشیم. ما بغض دشمنان شما را به سینه داریم هر وقت آب می‌خوریم قاتلان پسرت حسین را لعن می‌کنیم، هر وقت زمین می‌خوریم قاتلان شما را لعن می‌کنیم، هر گاه می‌ایستیم یا علی می‌گوییم و بر می‌خیزیم.
هر کس ولای مرتضی دارد بیاید     ****       در جمع ما خصم و را لعنت نماید
ما مهر اولاد علی در سینه داریم    ****      با خصم زهرا کینه دیرینه داریم
یا فاطمه من عقده دل وا نکردم   ****      گشتم ولی قبر تو را پیدا نکردم
دشمن تقاص کشتگان بدر و خیبر   ****      بگرفته است از تو به پیش چشم حیدر
مادر چرا از زینب خود رو گرفتی   ****      بنشسته‌ای و دست بر پهلو گرفتی
گل کرده اشک و خون به روی دامن تو   ****      بوی جدایی می‌دهد پیراهن تو
این دلهای ما پشت درب نیم سوخته خانه شما زانوی غم بغل کرده و منتظر پسرت مهدی است که بیاید و انتقام شما را بگیرد این داغ عمری است که بر دل ما مانده که آخر گناه شما چه بود که آن طور در به پهلویت زدند؟ جرم شما چه بود که دست شما را با غلاف شمشیر شکستند. انشاء الله پسرت مهدی می‌آید و انتقام چادر خاکی‌ات را می‌گیرد.
———————————————–
[۱] – وسائل الشیعه: ۷/۲۳۲٫
[۲] – میزان الحکمه: ۴/۱۷۶٫
[۳] – بحار الانوار: ۵۵/۳۴۱٫
[۴] – بحارالانوار: ۹۳/۳۷۰٫
[۵] – بحار الانوار: ۹۳/۳۶۹٫
[۶] – بحار الانوار:۹۳/۳۷۰
[۷] – بحارالانوار: ۹۳/۳۷۱٫
[۸] – بحارالانوار: ۹۳/۳۶۹٫
[۹] – بحار الانوار: ۹۳/۳۶۸٫
[۱۰] – بحارالانوار: ۹۳/۳۳۹٫
[۱۱] – عیون الاخبارالرضا: ۲/۲۴۹٫
[۱۲] – بحارالانوار: ۹۳/۳۶۹٫
[۱۳] – وسائل الشیعه: ۷/ ۲۳۲٫
[۱۴] – امالی صدوق: ۶۲٫
[۱۵] – وسائل الشیعه: ۷/۲۵۹٫
[۱۶] – بحارالانوار: ۹۳/۳۵۱٫
[۱۷] – بحار الانوار: ۵۷/۲۴۲٫
[۱۸] – میزان الحکمه: ۴/۱۷۶٫
[۱۹] – بحار الانوار: ۹۳/۳۳۸٫
[۲۰] – میزان الحکمه: ۴/۱۷۹٫
[۲۱] – میزان الحکمه: ۴/۱۷۹٫
[۲۲] – بحارالانوار: ۹۳/۳۶۴٫
[۲۳] – بحار الانوار: ۷/۱۹۰٫
[۲۴] – وقایع الایام ۱۲۹٫
[۲۵] – بقره: ۱۸۳٫
[۲۶] – بقره: ۱۸۵٫
[۲۷] – ارکان الاسلام: ۱۶٫
[۲۸] – وسائل الشیعه ۴/۱۷۴٫
[۲۹] – امالی صدوق: ۵۵٫
[۳۰] – مصباح الشریعه: ۱۳۷٫
[۳۱] – امالی طوسی: ۲/۱۳۶٫
[۳۲] – مستدرک: ۷/۳۶۸٫
[۳۳] – بحار الانوار: ۹۳/۳۴۶٫
[۳۴] – وافی ۷/۳۳٫
[۳۵] – انعام ۹۱٫
[۳۶] – ظاهرا از پایان ماه رمضان اظهار شادمانی می‌کردند.
[۳۷] – من لا یحضره الفقیه: ۲/۱۷۴٫
[۳۸] – ینابیع الموده /۱۷۴٫
[۳۹] – فرازهایی از ابعاد روحی، اخلاقی و عرفان امام خمینی/ ۱۹٫
[۴۰] – یاد نامه علامه طباطبایی: /۱۳۱٫
[۴۱] – زندگانی و شخصیت شیخ انصاری: ۳۸۲٫
[۴۲] – نور ۲۲٫
[۴۳] – مناقب: ۴/۱۵۸٫
[۴۴] – معالی السبطین ۲/۱۲۸٫
[۴۵] – مصائب المعصومین ۳/۲۳۷٫
[۴۶] – بقره: ۱۸۵٫
[۴۷] – دخان: ۳٫
[۴۸] – تهذیب: ۴/۱۵۲
[۴۹] – بحار الانوار ۹۳/۳۶۴٫
[۵۰] – وسائل الشیعه ۷/۲۵۶
[۵۱] – همان: ۲۶۲٫
[۵۲] – مستدرک: ۷/۴۵۷٫
[۵۳] – مستدرک: ۷/۴۵۶٫
[۵۴] – منتخب التواریخ: ۴۶۰ به نقل اخبار عیون الرضا.
[۵۵] – قصص العلماء: ۷۳٫
[۵۶] – وحید بهبهانی: ۱۹۲٫
[۵۷] – نجوم السماء: ۴۰۸٫
[۵۸] – منتهی الآمال: ۵/۶۳٫
[۵۹] – المیزان: ۴۰/۳۳۲٫
[۶۰] -حدیقه الشیعه: ۵۰۸٫
[۶۱] – نساء: ۵۹٫
[۶۲] – مائده: ۵۵٫
[۶۳] – توبه: ۷۱٫
[۶۴] – سفینه البحار: ۲/۲۵۳٫
[۶۵] – احتجاج طبرسی:۲/۵۰٫
[۶۶] – ریحانه النبی: ۱/۲۲۲٫
[۶۷] – مشکاه الانوار: ۸۱٫
[۶۸] – بحار الانوار: ۶۵/۳۳۱٫
[۶۹] – بحار: ۶۵/۳۸۸٫
[۷۰] – بحار: ۶۵/۱۶۸٫
[۷۱] – منتخب التواریخ: ۸۰۲٫
[۷۲] – الغدیر: ۲/۲۷۴٫
[۷۳] – ینابیع الموده: ۱۱۷٫
[۷۴] – فاطمه زهرا: ۶۲۶٫
[۷۵] – مردان علم در میدان عمل: ۴۱۲٫

نظرات و ارسال نظر