hidelogo
سایت رسمی عباسیه دزفول ، محله مسجدچهارشنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۷

» سلسله اشعار عاشورایی – بخش دهم

http://karballa.ir/images/images/karballa2/540930_225896700887312_1867301764_n.jpg

هزار مرتبه گر سر بُرند از بدنم
خدا نیاورد آن دم که از تو دل بکنم
به نوک نیزه، مجسّم کنم جمالت را
به چوب محمل زینب جَبین دل شکنم
تمام عمر سخن از تو گفته ام، چه شود؟
که وقت مرگ بود، نامت آخرین سخنم
گریستم به تو، یک عمر و از تو می خواهم
در آخرین نفسم، باز بر تو گریه کنم
در آشیانه تن با تو بوده ام مأنوس
مباد بی تو از این آشیانه پر بزنم!
سری که خاک تو نبود، به دورش اندازم
دلی که بر تو نسوزد، در آتشش فکنم
کریم تر ز کریمان روزگار تویی
گناهکارتر از هر گناهکار منم
به چشم من، نگهی کن که وقت جان دادن
تو را نگه کنم و جان برآید از بدنم

نظرات و ارسال نظر