hidelogo
سایت رسمی عباسیه دزفول ، محله مسجددوشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۷

» نامه ی تشکرآمیز – اجرا شده توسط آقای رمی ، 1391

عکس

بسم الله الرّحمن الرّحیم

نامه ای سراسر ارادت به پیشگاه شما عاشقان وارادتمندان که دل به حسین وعبّاس سپرده اید.

سلام و درودی بی پایان برشما دلدادگانی که برای عرض ارادتتان به پیشگاه اهلبیت،

مأوایی چون عباسیه را برگزیده اید.

به شما می بالیم که دل به عبّاسی سپرده اید که مولایتان حسین به او می بالیدومی نازیدکه فرمود:

به خود می بالم ، به خود می نازم ، که سقّا و علمدارم تو هستی

وآنگاه که امامتان ، مشک وعلمِ عشق را به عبّاس بخشید به زبانحالی زیبا،

زمزمه ی شکرگزاری سرودیدکه:

دادی به دست من ، هم مشک و هم علم ، ممنونتم حسین

همصدا با سقّای عشق وسرمست ازهمراهی وهمدلی عبّاس واکبر از تهِ دل همسرایی نمودید که:

سرخوشم از عشقِ حیدر   یاحسین                        بوده ام همرزمِ اکبر   یاحسین

و چه باافتخاروباغروری الهی باهم زمزمه کردیدکه:

هرکه مانع بین آب واصغراست ، صیدشمشیرمن است

و سلامی ازعمق جانتان به آقایتان دادیدکه:

سلام ما به دستِ آسمانی ات یا عبّاس

این همه عشق و ارادت به اباالفضل ، به واسطه ی بصیرت بی نظیر و حماسه ی بی مثال اوست

ومی دانیم که حدیث بی دستی وتشنه لبی عبّاس ، همیشه دلتان رابه آتش می کشانَد

وشما نیز آرزو می نمودید که ای کاش تیر بر مشکِ سقّا نمی نشست آنگونه که عبّاس سرود:

تیرِ جفا به مشکِ آبم منشین  ،  به دیده جا می دَهََمت

و به عیان دیدید اخلاصِ جاودانه ی عبّاس را که می نواخت:

اگر مدد کند خدا  ،  رسم کنارِ خیمه ها  ،  دوباره دورِ تو می گردم   حسین

 و از آنجا که ندای همیشگی دلتان  یا لَیتنا کُنّا مَعَک بوده ، برایتان سرودیم و خواندیم که:

ای عزاداران ، جایتان خالی ، در کنارِ علقمه

و ای کاش شما پاکدلانِ مخلص در کربلا بودید و با سبکبالانِ عاشق و با بلاجویانِ عشق

همراه می شدید و آنگاه که حسین می خواند:

ای یارِ من ، سردارِ من ، چرا بر نمی خیزی

کاش شما بودید و تا درِ خیمه ، حسینِ تشنه را همراهی می نمودید.

و انشاالله باشید تا بقیّه العبّاس ظهورنماید و در رکابش بمانید و به دورش بگردید و او

قصّه ی ایثارِ اباالفضل رابازگونماید که:

بیا مهدی ، تو بگو ،  تو بگو چگونه عبّاس بر زمین افتاد

و پس از شهادت اباالفضل بود که حسین را دیدید که کهنه پیراهنی از خواهر ستاند و برتن پوشید

و لبّیک گویان به میدانِ شهادت شتافت و فرمود:

بسته ام یا رب به تن احرامِ عشق ، لا شریک لکَ لبّیک

و می دانیم نمازتان را به نمازِ عاشقانه ی حسین گره زده اید چرا که شاهد بودیم که از

سویدای دل می سرودید که:

زیرِ بارانِ بلا ، یادگارِ مصطفی ، تشنه می خوانَد نماز

با ما غربتِ حسین را به مظلومیّتِ امیرالمؤمنین گره زدید آنگاه که خواندید:

قسم به فرقِ شکسته ات بابا ، شد حسینت رستگار

و عاشقانِ حسین ، همه ما بهانه ی زنده ماندنمان ، دیدنِ روزِ ظهورِ مهدی فاطمه است تا بیاید

 و انتقامِ روی سیلی خورده ی کودکانِ کربلا را بگیرد و شما سراپا انتظار ،

با دخترِ حسین هم آوا شدید که:

جز به مهدی نمی دهم به کس نشان ، روی سیلی خورده ام

فدای صفا و ارادتتان که امسال نیز همنوا با زینب ، از روحِ بلندِ شهدای کربلا مدد گرفتید که:

عاشقان ، عاشقان ، ای به خون خفتگان ، برای زینب دعا کنید

و یادآور شدید قلّه هایی را که استوار و نستوه و بشکوه در عطش و آتش ایستادند و

به پاسداشتِ ایمان و قرآن ازهرچه داشتند گذشتند و شما نیز از شهیدانِ کربلای حسین

و کربلای ایران خواستید که دعاگویتان باشند

اللّهُمَّ اجعَلنا مِن اَنصارِ المهدی ( علیه السّلام )

                                         از لسانِ حاج رضا پوررکنی و حسین بادروج و سعید رمی(۱۳۹۱)

نظرات و ارسال نظر